به بهانه فراخوان سفرا

بسم الله الرحمن الرحيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

روزگاری بود که بین هر دو قدم بشر در مسیر پیشرفت، زمانی طولانی فاصله بود. امروزه این فاصله به کمترین میزان خود در طول تاریخ رسیده است. دانش های تجربی با چنان شتابی رو به جلو حرکت می کنند که لحظه ای غفلت، فرد را فرسخ ها عقب می اندازد. یکی از استادان دانشکده پیراپزشکی علوم پزشکی ایران می گفت: « تا ما بیاییم مجوز دریافت ده عدد سمپلر ( یکی از وسایل آزمایشگاهی ) را به امضای جمعداری دانشکده برسانیم، اروپایی ها نتیجه تحقیقاتشان را چاپ کرده اند ».

ایرانی ها و اصولا بسیاری از ملت های جهان سومی – البته جسارت نباشد چون من خودم هم ایرانی هستم – ، تخصص عجیبی در حل بنیادین مشکلات دارند. اساسا قائل به درمان های مقطعی نیستند. برای هر مشکل کوچکی، سریعا کمیته ای متشکل از عده ای کارشناس شکل می گیرد. ساختمانی و سازمانی و نهادی و حقوقی و مزایایی و غیره. فراوان ترین و تنها ثمره این حرکت ها، گزارشات چندین صفحه ای تایپ شده است که به شکل زیبایی جلد شده اند و حتما توجه کنید که زیر آن نوشته شده باشد: « تهیه و تنظیم: آقای دکتر فلان ». همین و بس. بعد هم تشویقنامه و همایش و نکوداشت و ...

نقش بنیادین اندیشمندان عرصه علوم انسانی را در این عرصه نباید از نظر دور داشت. دانشمندان علوم تجربی – حتی علوم پایه –، همواره به تجربی بودن متهم هستند اما انديشمندان علوم انسانی آمده اند تا بشریت را ( دقت کنید بشریت را و نه بشر را ) از هلاکت برهانند. وقتی پای سخنان یک جامعه شناس ( دور از جان همه آنها ) می نشینی، تصور می کنی کلید کائنات در دست اوست. چنان تکلیف همه جهان را در عرض نیم ساعت روشن می کند که خداوندگار عالم هم - نستجیر بالله - به شگفت می آید. در این میانه جایگاه کارشناسان سیاسي، بسیار ویژه است. من حدود سه سال و نیم، بنا به ضرورت با برخی از ایشان همنشین بوده ام. سابقه دوستی با پاره ای دیگر نیز دارم که برایم خیلی عزیز هستند اما اگر جسارت نباشد، باید بگویم بعضی از آنها چنان بر زمین راه می روند که گویا خلقت کون و مکان به یمن وجود ایشان است. البته کسی منکر نقش پررنگ آن عالی جنابان در تنظیم روابط بین الملل ( که اگر به عنوان مثال به دست پزشکان يا ديگر اصناف بيفتد، زمین را به فساد می کشند !!! ) نمی شود، اما دلیل این همه افاده هم خیلی روشن نیست. بگذریم ...

چند روز پیش شنیدم که قرار است تا پایان سال جاری خورشیدی، به ماموریت نزدیک به چهل نفر از سفیران جمهوری اسلامی در نمایندگی های خارج از کشور، پایان داده شود. این خاتمه چه از باب برکناری و یا قدردانی باشد، دو نتیجه بیشتر نخواهد داشت: یکی آنکه آب از آب تکان نمی خورد و یا آنکه آب از آب تکان می خورد.

اگر آب از آب تکان نخورد، یکی از دو دلیل را دارد: یا جوهره سفارت و تنظیم روابط بین کشورها در بالاترین سطح آن، اینقدر در نزد ما ایرانیان غیور روشن و نهادینه است که دو نفر با دو طرز فکر کاملا متنافر، یک مسیر را می پیمایند ( اجازه بدهید مطمئن باشیم که سفیران بعدی به لحاظ نوع نگرش به مسایل بین المللی، نقطه مقابل سفیران فعلی خواهند بود ). و یا آنکه اساسا هر دو سفیر، هیچ گلی به سر کشورمان نزده اند که در این صورت باید هر دو را به خاطر حیف و میل اموال عمومی، محاکمه کرد.

اما اگر آب از آب تکان بخورد، دو حالت دارد: یا وضع خوب می شود ( مثلا اعتماد جامعه بین الملل به ما بیشتر می شود یا نوع نگرش جهان متمدن به ما تغییر می کند و دیگر کسی از ایرانی ها نمی هراسد )، که باید سجده شکر به جا آورد و سرانگشتان رییس محترم جمهوری و وزیر خارجه اش ( و نیز کلیه دست اندرکاران تعیین این سفیر موفق  ) را بوسید. و یا وضع بدتر می شود که در این صورت باید دندان بر جگر بگذاریم و به این عالی جناب فرصت دهیم تا در جوار برخی دیپلمات های کارکشته و مطلع کشورمان، الفبای سیاست را بیاموزد و ان شاءالله دوره بعد سفیر موفقی شود. حال ببینید تکلیف ما ( با این حرکت های بعضا قهقرایی ) در جهانی که همه در آن قواعد بازی را به خوبی می دانند و با سرعت رو به جلو حرکت می کنند، چیست؟

 

/ 51 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
gharib

مردم با شاه مخالف بودند وهرچیزی که از وی نشئت میگرفت ومتاسفانه شاه این رانمیدید یا نمیخواست ببیند وشعارهای مردم درانقلاب بخوبی این را نشان داد وازآنجاکه جانشنیان شاه نیز ایرانی هستند خوب مسلم بدنبال سیاست گذاری ها تقریبا ازیک روش استفاده میکنند و حالا خوب این موضوع را میتوانید با آن زمان مطابقت نمایید ونتیجه آن را شاهدباشید . وهمانطورکه شاهد هستید کسانی که سلاخی میشوند با دست کسی میشوند که کاره ای نیست بله رئیس جمهورانتصابی را میگویم که با یک توصیه آرایش را در یک فرصت بدست آورد و...........

آرش اردیبهشتی

سفرای جدید از هر نظر از قبلی ها بدتر هستند.تجربه ندارند واز سیاست چیزی نمی دانند.ما اگر از این مساله ناراحتیم چرا باید سکوت کنیم؟ ریس جمهور جدید فاقد تجربه سیاسی هست.

Reza Ebadi

احمدي نژاد بايد ميانه‌رو شود! گفتگوی روزنامه ايتاليايي لا ريپوبليكا با عمادالدين باقی اظهارات احمدي نژاد با برنامه قبلي نبوده و او هنوز خيال مي‌كند يك عنصر سياسي ‏است كه در جمع انصار حزب‌الله سخنراني مي‌كند و متوجه نيست كه رئيس جمهور يك كشور است...ما موضع ايجابي را بر موضع سلبي ترجيح مي‌دهيم و اعتقاد داريم به جاي حمله به اسرائيل بهتر است از ‏حقوق فلسطيني‌ها دفاع كنيم و اگر اعراب دو دولت در يك سرزمين را پذيرفتند ما نبايد كاتوليك‌تر از پاپ شويم.

حسین میرمحمودیان

رييس جمهوري در پاسخ به اين سئوال كه با استعفاي محصولي ، وزير جديد پيشنهادي نفت را چه زماني معرفي خواهيد كرد گفت : انشاء‌الله بزودي معرفي خواهم كرد. خبرنگاري درباره زمزمه‌هاي طرح عدم كفايت رييس جمهوري از احمدي نژاد سئوال كرد. وي درجواب با طعنه پاسخ داد:"عجب ؟!" خبرنگار مزبور مجددا پرسيد:آيا فكر مي‌كنيد براي دومين بار اين اتفاق رخ دهد. احمدي نژاد گفت : خيلي ممنون از شما

بهمن محمودزاده

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) هنگام ورود احمدي‌نژاد به صحن علني مجلس، دكتر حدادعادل، سخنان نطق را قطع و با خير مقدم‌گويي نسبت به ورود احمدي نژاد، گفت: «آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟!» حدادعادل ادامه داد: از اول وقت منتظر حضور شما در مجلس بوديم.

ابراهیم صحرازاده

استقلال و یا وابستگی به قدرت ، محک اولی است که چونی رهبری هرکس را مشخص می کند : « هرکس خود خویشتن را رهبری می کند » ، نه تنها از مسئول اولی که ﺁدمی است ، جدائی ناپذیر است ، بلکه بدین خاطر که هرکس هویت خویش را می سازد، نیز ایجاب می کند که ﺁدمی در رهبری خویش مستقل باشد . هرگاه کسی به تابعیت قدرت خود کامه درﺁمد، باز این خود او است که خویشتن را ، بنا بر توقعات قدرت و امر و نهی او ، رهبری می کند و برای خویشتن ، هویت می سازد . بدین قرار، دانشجو می باید این واقعیت را بپذیرد که وجود استبداد ، الف – رافع مسئولیت نیست و ب – مسئول او ، حتی در ﺁنچه به وجود استبداد مربوط می شود، او است . و ج – دیگری ، از جمله قدرتمدار نیست که به جای او ، او را رهبری می کند بلکه . خود اوست که در استقلال و یا در وابستگی به قدرت، خود را رهبری می کند . د – در صورتی که در وابستگی به قدرت ، خویشتن را رهبری کرد، دیگر یک موجود رشد یاب نیست . زیرا نیروهای محرکه خویش را می باید به قدرت ( = زور ) برگرداند و در تخریب بکار برد .

BBC

پدر يک پسربچه فلسطينی که هفته گذشته به ضرب گلوله سربازان اسرائيلی کشته شد پس از اعطای اعضای بدن کودک به اسرائيلی هايی که در انتظار پيوند عضو بودند می گويد باور دارد که روح فرزندش در "هر اسرائيلی" زنده است. اسماعيل خطيب گفت او از تصميم خود برای کمک به کودکان اسرائيلی کاملا سربلند است هرچند ممکن است برخی از محافل فلسطينی از اين کار او عصبانی باشند.

سیاوش صدیقیان

وزير امور خارجه کانادا گفته است: "ما طی سال گذشته به دقت وضع حقوق بشر در ايران را دنبال می کرديم و بر اين باوريم که عملکرد دولت ايران در حفظ حقوق بشر و آزادی های بنيادين مردمش به وضوح بدتر شده است." قطعنامه پيشنهادی کانادا که از حمايت ۳۸ کشور ديگر نيز برخوردار است نسبت به نقض حقوق بشر در ايران ابراز نگرانی شده و اقدام فوری دولت ايران در رعايت تعهدات بين المللی خود را خواستار شده است. کشورهای امضا کننده قطعنامه به خصوص خواستار تلاش ايران برای بهبود در برخی حوزه های مشخص شده اند. استقلال قوه قضائيه، عدم ارعاب و فشار بر وکلای مدافع، آزادی بيان و مطبوعات، خودداری از نقض حقوق زنان و اقليت های قومی و مذهبی و توقف اعدام افراد زير ۱۸سال مواردی است که مشخصا به آنها اشاره شده است

کامران آهنگریان

من يک سوال دارم : ما اگر ولايت فقيه را قبول نداريم تکليف ما چيست؟ما بايد چی کار بکنيم؟ما اگر رهبر نخواهيم تکليف چيست؟مردم ما اگر آقای خامنه ای را نخواهند تکليف چيست؟يک راه آسان و مسالمت آميز به ما نشان دهيد.چطور ميشود که ايشان از قدرت کناره گيری کنند؟ ما اگر روز نامه کیهان نخواهيم چی کار بايد بکنيم؟ما اگر حکومت اسلامی نخواهيم راهش چيست؟ همه شما خود بهتر می دانيد که مشکل ما تعهد يا تخصص نيست و يا مشکل ما فراخوان سفرا نيست.مشکلات اساسی چه مشکلات اقتصادی چه سياسی و مشکلات صنعتی همه و همه بر اثر سياستهای کلی نظام مي باشد که همه غلط هست و نهاد رهبری نهاد موازی دولت هست که در کار آن مشکل ايجاد می کند.پس بايد دست به دست هم دهيم تا در اساس حکومت ايران تغيير ايجاد کنيم ودر آخر از آقای فرهمند به خاطر طرح اين موضوعات کمال تشکر را دارم.

عباس صباحیان

به اين خبر توجه کنيد قضاوت بر عهده شما است فقط بگم که اين ديوانه ريس جمهور کشور ما است اشتباه نگيريد--->ديدار آقاي محمود احمدي نژاد با آيت الله جوادي آملي در قم، احمدي‌نژاد با اعلام اين مطلب در هنگام ارائه گزارش از سفر نيويورك خود اضافه كرد: هنگام ورود به نيويورك تمام توجهات به سوي هيأت ايراني بود و در زمان ورود ما خبرنگاران رسانه‌ها به سران ديگر كشورها توجهي نمي‌كردند و فقط به پوشش حوادث سفر ما مي‌پرداختند.وي همچنين گفت: يكي از افراد به من گفت كه وقتي براي سخنراني به مجمع عمومي وارد شديد مانند آن بود كه وارد حفاظی از نور شده‌ايد و من نيز اين را احساس كردم.احمدي نژاد در ادامه تاكيد كرد در هنگام سخنراني وي تمامي توجه سران به وي معطوف بود و هيچكس در سالن مژه نمي‌زد. وي با اصرار بر مطلب فوق اعلام كرد اين مساله را به صورت غلوآميز نمي‌گويم. من به چهره يك، يك سران توجه كردم و اين مساله در مورد همه آنها صادق بود. به نظر مي‌رسيد دستي آنها را نگه داشته است كه از جاي خود جنب نخورند.آيت الله جوادي آملي پس از سخنان آقاي احمدي‌نژاد، عمل به وعده را يكي از نشانه‌هاي مؤمنين دانست و چند روايت در اين زمينه ذكر كرد.