کنتور معنويت

بسم الله الرحمن الرحيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

نام: محسن فرهمند آزاد

سن: سی و سه سال

سوابق معنوی: سه سفر حج تمتع – چهار سفر عتبات عالیات – بیش از ده سفر عمره مفرده – بیش از ده سفر زیارت مدینه منوره – شاید حدود صد بار زیارت حضرت رضا علیه السلام – چندین سفر تشرف به زیارت حضرت زینب و حضرت رقیه علیهما السلام - نزدیک سی سفر زیارت حضرت معصومه علیها السلام – زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی در ری ( شماره از دستم در رفته ) – تعداد زیادی از امامزادگان را نیز در اقصی نقاط ایران و خارج از ایران زیارت کرده ام. همچنین به عنوان یک امتیاز معنوی منحصر به فرد، یکبار توفیق ورود به خانه کعبه را نیز داشته ام.

ملاحظات: کلیه خلفای غاصب اعم از راشدین و اموی و عباسی و غیره سوابق ممتدی در انجام حج بیت الله الحرام داشتند – بعضی از اقطاب صوفیه مرتده با پای پیاده به سفر حج رفته بودند – عمر بن سعد کبوتر حرم پیامبر صلی الله علیه و آله بود – نماز شب شمر بن ذی الجوشن ترک نمی شده است – حرمله هم به سفر کربلا رفته بود – پادشاه سعودی که هنوز دستش از خون حاجیان ایرانی پاک نشده، بارها داخل کعبه شده است – یزید در کنار حرم فعلی حضرت رقیه سلام الله علیها زندگی می کرد – بسیاری از دشمنان دین اسلام در شهرهای مذهبی سکونت دارند.

نتیجه گیری: کنتور معنویت بعضی آدم ها خیلی دور زده و حتی گاهی صفر کرده است ! شواهدی مانند عمر بن سعد از یکسو و حر بن یزید ریاحی از سوی دیگر، باید راه تنفس آرام را بر ریه هر مسلمان هوشیار، تا ابد ببندد. می گویند وقتی مرحوم شیخ مرتضی انصاری – رضوان الله علیه – در حال احتضار بود، شخصی داشت بالای سر ایشان دعا می خواند که : ( یا من یعفو عن الکثیر و یقبل الیسیر ) دیدند دو لب شیخ تکان می خورد. با دقت گوش دادند، و شنیدند که آن مجتهد عالی قدر آرام زمزمه می کند: ( أین الیسیر؟ ). خدا به آبروی دو دست بریده قمر منیر بنی هاشم علیه السلام به همه ما رحم کند.

 

/ 8 نظر / 27 بازدید
باز خوان(مهدی غفوری)

برادرم محسن جان سلام چون اینبار بنا بر دردو دل است با اجازه شما با نام خودم آمدم.موضوع جوان عاشق مرا بسیار به فکر فرو برد.سال ۱۳۷۹ من در مدرسه صالح مشغول کار بودم.زمستان همان سال کلاس اول و سوم را به مشهد بردیم.بر روال شبانه؛ بعد از شام هر معلم متنی را برای بچه ها میخواند یک شب نوبت به من رسید و من همین داستان را برای بچه ها از کتاب مجالس مرحوم آقای حلبی انتخاب کردم و برای بچه ها خواندم.

باز خوان(مهدی غفوری)

مجلس عجيبی شد ؛گذشت و ما به تهران برگشتيم.چند روزی نگذشته بود که به من خبر رسيد آقايان از کار تو خوششان نيامده چون معتقدند اين کار احساسی است و ريشه ای نبوده.ولی حالا دست برورده های آقايان که به نظر خودشان حاصل جلصات اصوليند نه کار های احساسی ؛خود را از همگان جدا ميدانند و به اغيار(در ادبيات خودشان يعنی هر کسی که بيرمن خط قرمز است )حتی اجازه خدمت به امام زمان را هم نمی دهند..وای از اين دنيا که سرای غربت است ومن روز به روز در اين سرا سر گردانترم.برادرم دوستت دارم يا علی.

باز خوان(مهدی غفوری)

با عرض بوزش از اشکال تايبی :بيرون و جلسه

حميد

سلام، قالب جديد وبلاگ را تبريک مي گويم. بسيار چشم نوازتر شده است. به اميد پربارتر شدن وبلاگ در همه زمينه ها ...

حميد

آقای فرهمند. مطالب وبلاگ را مطالعه و سير آنرا مرتب دنبال کرده و استفاده می برم. آرزوی توفيق برای حضرتعالی و به اميد ديدار شما از نزديک ...

سلام

مردم به چشم آب نگاهم کنند لیک...

محمدهادی نهاونديان

بابا ای والله . سلام . کجايين آقای رئيس ؟ نيستين ؟ قبلا بيشتر خدمت می رسيديم . مشتاق زيارتتون.

خدائی

سلام خیلی وقته که صبحا وقتی میرم مغازه دعای عهد شمارو گوش میدم راستش اگه میدونستم شمام تو خط اقایون حلبی و وحید هستند مشتاق تر میشدم به دیدنتون ای میل نذاشتم اما بازم میام پیشتون اجرتون با امام غریب(عج)