آرمان گرایی و واقع گرایی

بسم الله الرحمن الرحيم

 

          در ده سال گذشته که ادبیات گفتمانی در ایران رایج شده، عباراتی مانند « آرمان گرایی ( که ترجمه ایده آلیسم است ) » و « واقع گرایی ( یا همان رئالیسم ) »، بیشتر از گذشته به گوش می خورند. بررسی دوران زندگی تعدادی از اندیشمندان حوزه های گوناگون ( اعم از دانش های دینی تا علوم تجربی و فلسفی )، بیانگر آن است که ایشان به دلایل مختلف در سالیان پایان عمر، بیشتر واقع گرا بوده اند تا آرمان گرا. این مطلب می تواند از دو زاویه مختلف تفسیر شود. یکی عدول از اصول و ارزش ها و دیگری آشتی با واقعیت های جاری در دنیا. آنچه در این نوشته مختصر، از پیش روی شما می گذرد، طرح تعدادی پرسش با نظم نه چندان خاص است که برخی مفهومی و پاره ای دیگر مصداقی هستند. اندیشیدن به اطراف سؤالات مورد اشاره و پاسخ های ایشان به کالبد شکافی ساده و ابتدایی دو مفهوم آرمان گرایی و واقع گرایی کمک کوچکی می کند:

ـ میزان استحکام اصول و ارزش ها چقدر هستند؟

ـ ملاک و ابزار تشخیصی ( اپیستمولوژیک ) این اصول کدامند؟

ـ اصول ریشه در اخلاقیات دارند یا اعتقادات و یا رفتارها؟

ـ تخطی از اصول، چه حکمی در نظر معتقدین به آنها دارد؟

ـ کسی که دست از مبارزه فکری و عملی با دخانیات برمی دارد، با کسی که دست از دفاع از چارچوب توحید برمی دارد، یک حکم دارند؟

ـ در پرسش پیشین، آیا اساسا فرد مورد نظر درمی یابد که توحید به آن معنا که او معتقد بوده، چارچوب نداشته است؟

ـ پس گرفتن فتوای وجوب قتل « سلمان رشدی » نوعی عدول از ارزش ها تلقی می شود؟

ـ تخریب محل تجمع دراویش گنابادی ( فرقه ای از متصوفه که از شعبه های نعمت اللهیه هستند ) در شهر قم، نوعی آرمان گرایی و عدم توجه به واقعیات جهانیست؟

ـ صدور احکام مطلق و غیرقابل تمرّد، از چه مرجعی برمی آید؟

ـ عنصر « ملاحظه کاری » نوعی عدول از اصول به شمار می آید؟

ـ رابطه دگماتیسم و آرمان گرایی چیست؟

ـ تساهل و تسامح فرهنگی چه ارتباطی با واقع گرایی دارند؟

ـ ترسیم وظایف و تعریف اهداف برای ابناء بشر، آنگاه که توسط یکی دیگر از جنس بشر ( به عنوان فردی ممکن الخطا ) انجام می پذیرد، نوعی آرمان گراییست؟

ـ با توجه به محدودیت دانش و بینش بشری، آیا می توان محتمل دانست که کسی صلاحیت تدوین سند چشم انداز در روابط بین انسان ها و از آن بالاتر روابط بین خالق و مخلوق را داشته باشد؟

ـ اصلاح طلبی خود نوعی آرمان گرایی نیست؟

ـ آنجا که بحث از تعیین هنجارها و ناهنجارهاست، تعیین ملاک های غیر آماری، مصداق آرمان گرایی نیست؟

ـ « میزان رأی ملت است » با آرمان گرایی سازگاری بیشتری دارد یا با واقع گرایی؟

ـ واقعیت را می توان تعریف کرد؟

ـ موج سواری سیاسی که در بین اکثر سیاستمداران دنیا رایج است، تا چه حد با واقع گرایی اشتراک دارد؟

ـ اگر در باب ارزشیابی روش های فکری به عنصری به نام « مفید فایده عملی و پراگماتیک بودن » توجه کنیم، آرمان گرایی مشکلات بیشتری را حل می کند یا واقع گرایی؟

ـ آنچه از آن به « واقع بینی » به عنوان تلفیقی از آرمان گرایی و واقع گرایی تعبیر می شود، چقدر هویت خارجی دارد؟ آیا چیزی جز یک مفهوم منعطف قابل انطباق نیست؟

ـ رابطه تعصبات ( اعم از دینی، ملی، قومی و غیره ) با آرمان گرایی تا کجاست؟

ـ آرمان گراها انسان های قابل تحمل تری هستند یا واقع گراها؟ آیا اساسا پاسخ این سؤال، نقشی تعیین کننده در ارزشیابی این دو مکتب فکری دارد؟

ـ ارتباط آرمان گرایی و واقع گرایی با دوران غیبت و حضور امام معصوم علیه السلام در چیست؟ اساسا این مقایسه محلی از اعراب دارد؟

ـ آیا می توان از قاطعیت و جزم اندیشی به آرمان گرایی و از تشکیک و سوفسطایی گری به واقع گرایی تعبیر کرد؟

ـ دموکراسی در سه گستره دین، اجتماع و اخلاق چه تفاوت هایی با هم دارد؟ ارتباطش با دو مفهوم آرمان گرایی و واقع گرایی چیست؟

هریک از شما دوستان، می توانید پرسش های بسیاری در ارتباط با این دو مفهوم طرح کنید که زمینه اندیشیدن در ابعاد گوناگون را فراهم آورد. بد نیست هر از چندگاهی نه بر سبیل « شک و تردید » بلکه از روی « تحکیم و تعمیق » به زوایای مختلف اندیشه و رفتارمان نگاهی بیندازیم.

/ 110 نظر / 224 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Mostafa

با سلام ۱. آقای علی! وقتی در اينجا يه بحثی رو طرح می کنی همه می تونن نظر بدن. اگه می خوای فقط با آقای فرهمند صحبت کنی می تونی ايميل بزنی. ۲. تو کامنت اولت چه استدلالی وجود داشت که توقع داری مستدل جواب بشنوی؟ ۳. خوشبختانه منافع من در دولت آقای احمدی نژاد همچنان تامين است. از اين که در هر بحثی به جای پرداختن به موضوع به طرح کننده اش پرداخته شود خيلی بدم می آيد. ۴. اين که شيعه چند صد من دشمن دارد ادعای شماست که بدون دليل مطرح می کنيد. به نظر من يه کم توهم آميز است.

مهدیه

سلام وقتی قسمت کامنتها را خوندم ،فهمیدم چرا خیلی وقته پست جدید نوشته نشده. مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. خواهرانه می خوام خواهش کنم این بحثها رو تموم کنید ممنون

بی نام

خواهش می کنم این بحث بی اساس را تمام کنید چند نفری فقط بلدید کل کل کنید

MASK

شايد من بعد از آقاي عرفان كوچكترين(از نظر سني ) باشم ولي اجازه بديد يه چيزي رو به استادان گرامي يادآوري كنم به نظر من اين بحث اصلا بي اساس نيست چرا اكثرتون از اين چيزا فرار ميكنين ؟بايد اجازه داد مردم با هم بحث كنن شايد اول با هم دعوا كنن ولي يواش يواش لحن ملايم تر ميشه مثل همون قضيه صدا اصلا ميدونيد چرا افراد جنبشون پايين ميادو تا يه چيزي خلاف نظر خودشون باشه لحنشون تند ميشه چون امثال من و شما اجازه ي بحث كردن رو بهشون نميديم يكي از جاهايي كه همه تيپ آدمي جمع ميشن اينجاست ما توي دبيرستان و ...كه اجازه نداشتيم از اين بحثا كنيم الان يه وبلاگي پيدا شده كه ما ميتونيم حرف بزنيم اينجا هم شماها ميخواهيد فيلتر كنين كه مردم تفرقه بينشون باقي بمونه و به خيال خام خودمون در سكوت همه چيز حل ميشه

عرفان

مطمئنا آقای فرهمند هم به این موضوع واقف هستند که این بحث ها مفید واقع می شود. و گرنه اجازه ی ادامه ی چنین بحث هایی رو نمی دادن. در ضمن شاید بعضی ها ندیدن و یا نمی خواهند ببینیند که به خاطر ندانم کاریای های آقای رییس جمهور در عرصه ی روابط خارجی، ایرانی و علوی از همه ی جنبه ها مورد هجوم و تحریم قرار گفتند. در چه برهه از زمان ما این چنین همه جانبه مورد تجاوز رار گرفته بودیم؟؟ اگر در دوران جنگ، دشمن خود را می شناختیم الان دیگر کار به جایی رسیده است که کل جهان در روبه روی ما قرار گرفته اند. البته به غیر از ونزوئلا! سر مردم را با اوراق عدالت و سفر های استانی گرم نگه داشته اند تا بدبخت بیچاره ها ی این مملکت، خدایی نکرده به این فکر نیفتند که از وقتی دکتر آمده همه چیز گران شده. تورم شده. و البته نرخ سود بانکی هم کاهش پیدا کرده ! بنده در ابتدای به کار آمدن دکتر با یه سری تفکرات بچگانه ناراحت بودم و داد میزدم معین معین! اما به زودی پی بردم اشتباه می کردم و دکتر آدم خوبی می باشد. اما الان باز میزنم تو سرم که چرا به همون احساست بچگانم گوش نکردم که چیزی غیر از بدبختی از این رییس جمهور ندیدیم.

عرفان

و ما همچنان داد میزنیم نون نمی خوایم، آب نمی خوایم، پول نمی خوایم، آرامش نمی خوایم، خونه نمی خوایم، امنیت نمی خوایم.... تمام اینا فدای یه تار موی انرژی هسته ای. ما فقط سوخت هسته ای می خوایم! متاسفم واسه خودم و فقط واسه خودم که چه طوری بازیچه ی دست یه سری سیاست مدار شدم که نمی دادند صیاست درست است یا صیاصت!

علی

۵-اگر در جامعه حضور داشته باشی غولهای بزرگ سیاسی اقتصادی مخالف رئیس جمهور را باید بشناسی حال اگر من و تو هم به صف مخالفان دولت بپیوندیم مطمئن باش دولت نه در محار تورم بلکه در هیچ یک از مقاصد سیاسی و فرهنگی و اقتصادی موفق نخواهد شد.

علی

من نمودنم این آقای عرفان چرا یهویی از بحث دخالت یا عدم دخالت در سیاست شروع به نقد دولت احمدی نژاد کرده؟ ۱-شما هم نون دارید هم آب دارید هم آرامش دارید هم امنیت اون بدبخت بی چاره هایی که مستضعف هستند تنها حامیان اصلی این نظامند. خوبکه برای یه بار هم که شده وقتی رهبری نماز جمعه میاد. بیای نماز(برای یه بار اشکال نداره)تا ببنی اکثر این خیل جمعیت از چه مناطقی(و با چه وضع ظاهری) از تهران میان و پشت رهبرشون نماز میخونن و مخالفان اصلی نظام سرمایه دارانند که هرچی میخورند بیشتر انتقاد میدن. ۲-البته بایدگفت که تعدادی از افراد جامعه هستند که تحت فشار اقتصادی بوده و مخالف نظام هستند البته عده این افراد نسبت به بند ۱ ناچیزه. ۳-هیچکس فراموش نمیکنه که در طی ۸ سال دولت قبلی چه لکه ننگی به تنها دولت اسلامی شیعه وارد شد که پذیرش تعلیق بدون گرفتن حتی ۱ امتیاز از اروپا مشتی است از خروار.که تحت لوای سیاست تعامل با دنیا به راحتی از تمام حقوق خود گذشتیم. ۴-این تحرک و پشتکار دولت است که در سفرهای استانی نمود پیدا کرده.اذهان بیدار چشمان پف کرده خاتمی رو در کنفرانس های خبری روزهای چهارشنبه فراموش نمی کند.

تبعيدی

با اجازه دوستان محترم؛ بحث مختصری رو با عنوان ( برخورد با مخالف ) آماده کرده ام که پس از ویرایش نهایی در این بلاگ خواهم گذاشت. لذا مناسب تر به نظر می رسد که مباحثتان را در قالب پست بعدی مطرح فرمایید.

Mostafa

آقای علی! لطفا اينقدر احساسی ننويسيد! از آمار های معتبر استفاده کنيد. به چه دليلی مخالفان دولت را آدم هايی می دانيد که از نظر اقتصادی تحت فشارند. بيا يک روز ببرمت توی دانشگاه تا ببينی عده ای از مخالفان دولت را! در ضمن اگر آقای خاتمی هيچ امتيازی نگرفت اقلا مثل آقای احمدی نژاد اينقدر مملکت را هم به باد نداد. لا اقل در حدی که از پروژه های بزرگ صنعتی مملکت (نيروگاه ها و پروژه های نفتی) خبر دارم آنچه به علت جاه طلبی هسته ای آقايان بر سرش آمده فاجعه است. آمار های رشد اقتصادی را هم ملاحظه کنيد. البته از موسسات مستقلی مثل بانک جهانی نه صدا و سيمای جمهوری اسلامی تا ببينيد اوضاع واقعا بد است آقا.