گذرگاه سرنوشت ساز

بسم الله الرحمن الرحيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

عنوان « گذرگاه سرنوشت ساز » از دوستی است که با نام ( سلام ) کامنت گذاشته بود و من با کسب اجازه از ایشان، همین نام را برای این مطلب انتخاب می کنم. ماه مبارک رمضان آغاز شده و با سرعتی بیشتر از سال های پیش در گذر است. همه کسانی که اهل معنا و معرفت هستند، کم و بیش می دانند که این ماه، پیوندی عمیق و ناگسستنی با وجود مقدس امام عصر علیه السلام دارد و این ارتباط فقط به خاطر شب قدر و پروتکل آن نیست. اما غیر از حضرت بقیة الله علیه السلام، ارتباط اسرارآمیز دیگری نیز در این ماه وجود دارد.

خدا مداحان و روضه خوانان را هدایت کند که برخی معارف سطح بالای فرهنگ شیعه را به کوچه و بازار کشانده اند. این قصه هم یکی از همان هاست. در روایت داریم که « شناخت فاطمه علیها السلام، شناخت لیلة القدر است و هرکس فاطمه سلام الله علیها را بشناسد، شب قدر را درک کرده است ». دانستن ریاضیات برای فهم سطح این روایت کافیست. فقط باید کمی فکر کرد. آن مخدره که بود؟ آن بی بی مظلومه چه ارتباطی با شب قدر دارد؟ نوع ارتباط شناخت آن سر مستور با درک شب قدر به چه کیفیت است؟

پاسخ این سوالات را ان شاء الله در روزهای روشن ظهور فرزندش، خواهیم شنید. من فقط خواستم تا صورت مساله روشن باشد. اما جریان حضرت صدیقه سلام الله علیها چیست؟ یکی از القاب آن بانوی یگانه، « مجهولة القدر » است. یعنی کسی منزلت ایشان را نشناخت. هرگز کسی نفهمید که چرا وقتی آن خانم هجده ساله به عبادت می ایستد، رنگ آسمان مدینه تغییر می کند یا چرا وقتی دلش می گیرد، آسمان گریه می کند. کسی اینها را نفهمید یا نخواست بفهمد. همه می دانیم که نوع عبور ما از ماه مبارک رمضان، در سرنوشت ما تاثیر به سزایی دارد. یعنی همان است که دوست ما گفته؛ « گذرگاه سرنوشت ساز » است. بد نیست بدانیم که بهشتیان به چه کیفیتی داخل بهشت می شوند. در روایت معتبری آمده است که وقتی تمام اهل محشر جمع می شوند، ندا داده می شود « سرهایتان را پایین بیندازید؛ محبوبه ما می خواهد از محشر عبور کند ». همه سرها را پایین می اندازند ( کاش می دانستم آیا سر سادات هم پایین می ماند یا نه؟ ). بساط غریبی گسترده می شود. صفوف فرشتگان در دو طرف محل عبور آن بانوی مجلله تشکیل می شود. و آنگاه آن یگانه، سوار بر مرکب افتخار، از میان ایشان عبور می کند تا به آستانه بهشت می رسد. این تشریفات برای احدی حتی خود خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله نیز مقرر نشده. در آستانه بهشت، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توقف می کند و از خداوند متعال درخواست می کند تا منزلت او را برای همه روشن سازد. از جانب خداوند ندا می رسد که « هرچه محبوبه ما اراده کند، همان است ». آنگاه آن مجهولة القدر، می خواهد که تمام شیعیان و دوستدارانش وارد بهشت شوند. در انتهای روایت هست که کسی که ذره ای از محبت آن بانوی بزرگوار در دلش باشد، در محشر باقی نمی ماند.

بیایید این دو روایت را کنار هم بگذاریم:

- هرکس منزلت حضرت زهرا سلام الله علیها را بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

- خداوند عالمیان برای آنکه گوشه ای از منزلت آن بانوی ناشناخته را بر خلایق بنمایاند، تمام دوستدارانش را وارد بهشت می کند.

هرکس به چیزی رسید و ذره ای بر ارادت و محبتش نسبت به آن مخدره افزوده شد، بر تبعیدیان نیز دعا کند که از بند غربت رها شوند.

 

/ 9 نظر / 15 بازدید
عباس

سلام بر حضرت محسن. عرض شود که نام وبلاگ ارزشمندتان مرا به ياد بيت شعر دوستی انداخت: //ما زتبعيديان بهشتيم/پشت پا خورده سرنوشتيم.// پس در تبيعيدی بودن همه ادميان شکی نيست اما شما و ما و امثال ماها تبيعيد در تبعيديم.و گمشده در گمشده . يا دوست شاعرمان بخير که سرود:// ما گمشده در گمشده در گمشده هستيم/شايد کسی از ما خبری داشته باشد.

عباس

به هر حال عرض می کردم که اين عنوان وبلاگتان عجب بامسماست. و مطالبش بس خواندنی. که فرصتی بايد تا بهره گيرم.

عباس

اخرين مطلبتان را خواندم و بهره بردم. راستش را بخواهی رمضان اين جا بی حضورت صفايی ندارد. هر چند مفصل تر و ابتکاری تر از ساليان قبل است اما روح هميشگی را ندارد و خودمانی بگويم: نمی چسبد. / از من نخواه که نگويم: دلتنگت هستيم آقا محسن عزيز.

عباس

باقی حرف ها بماند برای فرصتی ديگر . از خدا بخواه دست ما دلخستگان وادی دنیا و گمشتگان و راه نايافتگان معنا را بگيرد و ببرد به ان جا که خودش دوست دارد به ان جا برسيم . به ان جا که رشک فرشتگان باشد ... عند مليک مقتدر.... باقی بقايت.

salam

تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد

عرفان

بابا ما خودمون نيزمند دعاييم...دعای منه گناه کار مگه قبول ميشه که شما ميگی مام دعا کن..خدا هممونو ببخشه.....آره..آبروريزيش خيلی بده...خيلی زياد....

عرفان

سلام آقا محشن..ممنون که سر زدين..حتما شما رو دعا ميگنم..همون طور که تا لاان کردم..ما هم ملتمس دعاييم..واقعا ماهه پر برکتيه..واقعا ميگم...اولين ماه رمضانيه که دارم حال ميکنم باهاش...دسته خدا درد نکنه با اين همه رحمتش....

Reza Ebadi

با سلام . از محتوای Weblog های شما متوجه شدم که در ایران نییستید. در انتهای آخرین پیام دعا کرده بودید من هم آمین گفتم.دعای شما ((هرکس به چیزی رسید و ذره ای بر ارادت و محبتش نسبت به آن مخدره افزوده شد، بر تبعیدیان نیز دعا کند که از بند غربت رها شوند.)) لازم به ذکر هست گاهی ما در کشور بیگانه غریب هستیم گاهی در کشور خودمان یا شهر خودمان و یا در محله و یا حتی در خانه خودمان در تبعید هستیم و غریبه هستیم. با فرض اینکه تمام ایرانیهای خارج از کشور غریب باشند تعداد به ۱۰ میلیون نمی رسد در حالی که این رقم در داخل ایران خیلی بیشتر از این حرف ها است.مادر کشور خود غریبیم برادر ، خدا وکیلی اگر شما با داشتن دوستان زیاد ،غریب نبودید که نمی رفتید.آن زمان شما تبعیدی بودید در کشور خود میان دوستانتان، نه الان. پس حالا شکا دعا کنید که ما آزاد شیم.

تبعیدی

با سلام حضور محترم برادر گرامی جناب آقای رضا عبادی. دوست محترم؛ نوشته شما حال من مهجور را خراب کرد. کاش می توانستم برايتان از غربت و مهجوری بنويسم. دوری من از ايران سبب اين تبعيد و غربت نيست. کسی که در نزد خودش غريب باشد خيلی بدبخت است. نمی خواهم ناشکری کنم اما درد مهجوری خيلی تلخ و سخت است. اميدوارم به آبروی صاحب اين ماه شما هم از رنج غربت ( از هر نوع که هست ) برهيد اما بيشتر از آن دعا می کنم تا هر آنچه من به آن مبتلا هستم به سر شما نيايد. آمين رب العالمين