باز هم تبعيد

بسم الله الرحمن الرحيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

همه چيز را با نام خدا آغاز می کنيم حتی تبعيدی ديگر را.

سه سال و نيم تبعيد ناخواسته به سرزمينی که برکات فراوانی داشت و ثمراتی بسيار زيبا. اما تبعيد تبعيد است.

اکنون شروعی ديگر در همان امتداد با قدری تفاوت در طول و عرض و عمق. کسی نگفت به وطن باز نگرد اما راهی باقی نمانده بود. در غربت قبلی سيزده ماه بی کسی و تنهايی را آنقدر تجربه کردم که به شهود در آمد و وجدانی شد. لحظاتی که اصلا سپری نمی شوند و شب هايی که به صبح نمی رسند.

ستاره اميدی در دل غربت زندگی تيره ام را نور داد. آمده بود تا مرا از غربت برهاند. مونس من شد. غمخوار هم و يار هم. دوستش دارم به پهنای ابديت.

خدايا برای من نگاهش دار 

 

/ 7 نظر / 25 بازدید
جواد

دوست عزیز ورود تو را به دنیای وبلاگ نویسان خوش آمد میگویم و امیدوارم که این دید از این پس زندگی صفحه روشن خود را به تو نشان دهد.

احسان پارسا

با یاد دوست و با سلام بر بهار دلها هماره خرسندم که در سایه سار آن یگانه امیر دلها قرار کرفته ایم و هم اوست که در لحظات حساس زندگیمان ، دست ما را در دست یاری و مهر خود می گیرد. ما را هوای سلطنت ملک دیگر است / این عرصه نیست در خور فرّ همای ما... ارادتمند - پازسا

طرفدار

وبلاگت خيلی باحال...... وقت کردی يه سری هم به ما بزن.......

بی خیال

بله.... بـــــــــــــــــــــــله... آه صاحب درد را باشد اثر...

حميد

با سلام و تشکر از وبلاگ جالب و کمی عجيبتان. امکان دارد درباره ستاره اميدتان اندکی بيشتر برايم توضيح دهيد؟ شايد روزی در شب تاريک ما هم طلوع کند! خدا را چه ديديد شايد روزی ما هم يک تبعيدی شديم!!!

محمد شمسی پور

سلام اقای فرهمند من mail شخصی به شما زدم لطفا ملاحظه فرمایید

پدرام رئوفی

اون ستاره متعلق به خود محسن نمیتونه مال دیگه ای بشه یا علی مدد