بوی انکسار

به نام آب، به نام فرات، نام شما

من آفریده شدم تا کنم سلام شما

نوشته اند به روی جبین ما دو نفر

شما غلام حسین و منم غلام شما

خوشا به حال پر و بال این کبوترها

گهی به بام حسین و گهی به بام شما

تو آن همیشه امامی و ما همان مأموم

به قامتی که گرفتیم با قیام شما

تو ماه بودی و نزدیک آب ها که شدی

تمام علقمه پا شد به احترام شما

هزار باده، هزاران پیاله می رویید

همینکه تیر رسید و شکست جام شما

همینکه ناله ی أدرک أخایتان پیچید

شکست قامت طوبایی امام شما

مسیر علقمه را بوی انکسار گرفت

چه حس بی رمقی بود در کلام شما؟!

به حال و روز بلندای تو چه آوردند؟

تمام علقمه پر گشته از تمام شما

 

سروده: علی اکبر لطیفیان

تصویر: علیرضا تینای طهرانی

/ 3 نظر / 26 بازدید
ایلیا موسوی

سلام استاد عزیز از اینکه هنوز ما را فراموش نکرده اید و پیام میدید ممنونم راستش چند وقتی میشه(طولانی)که آن نمی شدم درپناه الطاف حضرت حق یاحق[گل]

ونوس

لحظه ها می گذرند و ما باید همانند بیننده ای به نظاره بنشینیم آنچه را که می گذرد. سرنوشت از پیش رقم خورده است. نباید غصه ای خورد... من راز لحظه ها را می دانم و انتظار را دوست دارم.... برای آمدنی نو و تازه...

آزغ

السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین وعلی عباس الحسین آسمان تکیه به دستان تو دارد عباس مرغ دل خانه در ایوان تو دارد عباس ابر هربار که می بارد از انبوهی بغض شرم از تشنگی کام تو دارد عباس