عدالت یا عصمت

بسم الله الرحمن الرحيم

 

          جمعه گذشته در جلسه ای حاضر شدم که عطر خوش آن سال ها بود که مشام جانم را نوازش نکرده بود. در جمع دوستانی که همه از اهل علم و عمل بودند و طبیعتا دقت نظر در مسایل دینی، کار روزمره ایشان بود. ضمنا توفیق دیدار با تازه روحانی محترم جناب ثقة الاسلام شیخ محمدرضا اشرف کاشانی نیز در همان جمع حاصل شد. مباحث شیرین و جذاب بودند خصوصا برای من که محروم و مهجورم. سخن از عدالت امام جماعت به میان آمد و راه های احراز آن و مدخلیت آن در اصل اقامه نماز جماعت. سخنانی طلبه ای و علمایی رد و بدل شد. از استصحاب اصل عدالت فردی و سیره عقلا و مجتهدین گفتند و شنیدیم. بحث به درازا کشید و در پایان به ضرورت تمسک به تقلید در این مهم ختم شد. آنچه در آن جمع دوستانه مورد گفت و گو قرار گرفت، مرا یاد مباحثه ای در گذشته نه چندان دور با دوست عزیزم جناب آقای جواد قندهاریان انداخت که ایشان می گفت: « ما به جای عدالت، از روحانیون توقع عصمت داریم و چون برآورده نمی شود، اعتراض می کنیم ».

بگذارید از زاویه ای دیگر مساله را مورد موشکافی قرار دهیم و البته نه از منظر فقهی بلکه از دید یک مخاطب عامی. صورت مساله این است که تمامی فقهای مکتب تشیع ( بر خلاف فقهای عامه ) قائلند که امام جماعت باید عادل باشد و ماموم باید عدالت او را احراز کند. تا اینجای مطلب بسیار ساده و سهل است اما بخش ممتنعش از اینجا به بعد است که هرکسی به مذاق خودش به تبیین عدالت می پردازد. فراموش نکنیم که همگان معتقدند عدالت باید برای ماموم به طور شخصی ثابت شود و اگر کسی متعرّض راه یا نشانه ای در این مسیر شده است، آن راه یا نشانه، حکم تذکر و تنبه دارد و گرنه هرکسی قرار است به تنهایی عدالت امام جماعتش را احراز کند. به عبارت دیگر؛ هدف، اثبات شخصی است نه حجیت شرعی.

طرح چند مقدمه برای روشن شدن این بحث لازم به نظر می رسد:

مقدمه نخست آنکه ببینیم آیا شارع مقدس مایل به اقامه جماعت « بأیّ نحو کان » بوده است یا خیر؟ به عبارت بهتر آیا هدف شارع این بوده که اقامه نمازها با جلال و شکوه ظاهری همراه باشد، یا نگاه اول به محتوا و شرایط اقامه بوده است. پر واضح است که اگر اصل جماعت، مقدم بر هویت امام جماعت می بود، بین امامت ابوبکر بن ابی قحافه و امیرالمؤمنین علیه السلام تفاوتی یافت نمی شد حال آنکه می دانیم چنین نیست. لذا اصل صلاحیت در شخص امام جماعت، امری ریشه ای و اساسی است.

مقدمه بعدی آنکه ببینیم آیا شارع مقدس اساسا مایل به اقامه جاعت بوده و یا با تعلیق آن بر احراز عدالت امام، قصد تعطیل ضمنی آن را داشته است؟ بررسی مختصر سیره ائمه معصومین علیهم السلام و حتی دانشمندان مکتب تشیع بیانگر آن است که همگی نماز را فریضه ای می دانسته اند که اصلش بر جماعت بوده اما به اقامه فرادی نیز رخصت داده شده است. بدین ترتیب شاید بتوان گفت همانگونه که در ادله سنن به تسامح قائلیم، در احراز عدالت نیز باید به تسامح قائل بود و البته روشن است که تسامح با تشتت، بی ضابطه بودن و لاابالی گری متفاوت است.

مقدمه سوم این است که آیا در اطلاق عنوان « عدالت » بر افراد مختلف، تنها اخلاق و کردار شرعی ایشان مورد نظر است و یا اصل اعتقادشان نیز ملاک است؟ به عبارت دیگر آیا رعایت ترک کبایر و صغایر ( رفتاری و اخلاقی ) در اصل عدالت مورد کفایت است و یا خیر؟ باز در اینجا هم بحث بسیار شیرینی در ابتدای رساله توضیح المسایل جناب آیت الله حاج شیخ حسین وحید خراسانی هست که پاسخ این سوال را می دهد. یعنی اگر اعتقادات ( بخوانید اصول دین )، جزء دین هستند، صحت و سقم آنها نیز در عادل و ظالم بودن افراد دخیل است. بدین ترتیب شرط خروج از عدالت تنها فسق جوارحی نیست بلکه اعوجاجات فکری و مذهبی که موجب عبور از مرزهای شرک و کفر ( خواه در توحید و یا ولایت ) می شود، به مراتب مهم تر از فسق جوارحی بوده و سریع تر فرد را از عدالت خارج می کنند.

و اما پرسش اصلی هنوز باقیست که آیا با وجود صحت تمام این مباحث و مقدمات، ما در امام جماعت چه چیز را می جوییم؟ عدالت ( که شاید بتوان گفت از باب رعایت تسامح در ادله سنن، احرازش مسامحی و بر اساس اصل تبرئه عمومی باشد ) و یا عصمت ( که نیاز به حجت قاطع شرعی دارد )؟ تکرار می کنم که یقینا هدف آن نیست که مانند اهل سنت پشت سر هر الف و ب به جماعت بایستیم بلکه مایلم عرض کنم شاید احراز اصل عدالت در امام جماعت، آنقدرها هم که ما می گوییم، سخت نباشد.

/ 22 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عرفان

داداش محسن کلی غرق گناه شدم در ضمن با تاخير عيدتون مبارک

حامد

سلام من خودم خیلی تاسف میخورم که خیلی جاها به همین خاطر نماز جماعت رو از دست میدم و خب انقدر هم تنبل هستم که بخوام یه بار پشت سر کسی که خوب نمیشناسمش نماز بخونم و دوباره اعاده کنم. آقای فائق فرموده بودند که نظر آقای وحيد بر اينه که بر عدالت امام بايد يقين حاصل بشه و با گمان قضيه حل نيست. اين يه جهت جهت ثانی هم اين که خدا وکيليش من پشت سر بعضی از آقايونی که خب بالظاهر هم افراد وجيهی هستند و دور از معاصی کبيره نميتونم نماز بخونم به خاطر بعضی از معتقداتشان. خب به نظر من داشتن بعضی از اعتقادات از هزار جور معصيت کبيره اکبر است. خب اينم نظر شخصيمه و پرواضح شايد غلط. يا حق!

عرفان

اين خدا خيلی خوبه نه؟؟؟ بازم منو به سر عقل آورد..خيلی مهربونه...داشتم غرق ميشدم..اما نشدم! خيلی مرسی خداااااااااااا

محمد

سلام از اينكه با شما همكلام شدم خدا را سپاسگزارم . دوست دارم راهنمائي شوم و تجربه شما در تمامي زمينه ها استفاده كنم . براي ماه محرم چه توصيه اي داريد . التماس دعا

محمد

سلام آقا محسن ۳۴ سالگيتون مبارک باشه. ميدونم که هر وقت تولد آدم ميشه به خودش ميگه يه سال ديگم گذشت و هيچ کاری نکردم و از اين حرف ها که هيچ وقت جدی نمی گيريمشون ولی بازم هيچ وقت از اهميتش کم نميشه......بگذريم. اما مطلب اينه که روز تولد آدما هميشه موقعيت خوبی برای تبريک گفتنه نه به اين خاطر که يه سال از عمرش طی شده فقط به خاطر اين که يه کم دلامون به هم نزديک بشه و همديگه رو خوشحال کنيم. مبارک باشه و اميدوارم هميشه خوشحال باشين. يا علی

محمد شمسی پور

salam mokhlesim....agha mohsen khodemoni begam in mahe moharram mikham bebenameton to ro be.... nazarin ghasameton bedam. khahesh mikonam age omadin tehran ba man tamas begirin.09123105458 ghorbane shoma mohammad shamsipour

دعا کنید یه زن خوب نسیب من بشه.......................................................................

اين شب ها فراموشمان نکنيد

آشنا

خدا به همه پول كه مي دهد عقل هم بدهد ان شاالله

محمد جعفری‌فر

سلام جناب فرهمند! ديدار شما اگرچه برای يکبار و ديدن وبلاگ شما اگر چه برای اولين بار کافی است تا در کنار شنيدن ذکر خوبی شما برای چندین بار شوق خواندن و شنيدن نگاشته‌هاتان به وجود آید! همین! و اما از باب مجالی برای گفت‌وگو در باب عدالت امام: از یک منظر دیگر نیز (و شاید منحصرا) باید نگريست و آن اين‌که امام جماعت به اقتضای امامت خويش اگر چه در محدوده نماز بايد دارای شئونی باشد که از جنس و صبغه امامت باشد. و چون امام کسی است که ما اعتقادات خویش را با وی محک می زنیم پس مهم ترين خصلت امام جماعت که عدالت وی را محرز می کند(که بايد اين عدالت محرز شود) اين است آيا اعتقادات وی در بای توحيدُ و عدالت خداوندُ نبوت رسول خداُ(ص) امامت اميرالمومنين علی و فرزندانش عليهم‌السلام صحيح است يا نه؟ و اين لازمه اش اين است که ما خود اعتقادات خود را راستی آزمایی کرده باشیم و گرنه همان بهتر که خود را خسته نکنيم و به دور از جان همه شما ؛کالانعام؛ هر کس که برخی ويژگيهای ظاهری و گفتاري را واجد است امام جماعت خود قرار دهیم و از فیض استراحت زبانی و فکری در قرائت های رکعتین بهره مند شویم! و این کنايه یعنی عصمت نه ولی اینگ