مصفا از آغاز تا امروز ( بخش دوم )

بسم الله الرحمن الرحيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

وقتی تعداد آلبوم های مصفا از تعداد محدودی گذشت، نوبت به اجراهای زنده دستجمعی رسید. همین جا لازم است مطلبی را توضیح دهم. در آن زمان موقعیت ویژه محل کار ما چهار نفر ( که شامل راهنمایی نیک پرور، دبیرستان علوی و راهنمایی و دبیرستان امیر بود ) اجازه چنین اجراهایی را در محیط مدرسه نمی داد ( البته به استثنای راهنمایی امیر که مدیریت آن همواره مشوق مصفا بود و البته اکثر آلبوم ها نیز به سفارش ایشان تولید و به نام مدرسه امیر مصادره می شد ). دلیل این محدودیت، بینش معقولی بود که در عده ای از پیش کسوتان موسسه علوی وجود داشت. ایشان معتقد بودند که مداحی، به شأن تربیتی دبیر و معلم آسیب می رساند و سخن او را از سکه می اندازد. این دیدگاه مدافعین و مخالفینی داشت که هرکدام در آن زمان وزنه ای محسوب می شدند و برای سخن خود دلایلی داشتند. مخالفین این دیدگاه، به نقشی اساسی برای مداحی در جهت جذب طبقه جوانان و دانش آموزان معتقد بودند و به همین دلیل سعی می کردند تا با پشتیبانی مستقیم و غیر مستقیم، راه را برای ادامه و توسعه فعالیت های مصفا هموار کنند.

نتیجه فعالیت این گروه اخیر هرچه که بود، به آنجا انجامید که مجالس عزاداری سنتی در محیط دبیرستان علوی برپا شد و پس از گذشت چند سال، خود دبیرستان علوی، دوره ها را برای تاسیس هیئت های دانش آموزی تشویق و ترغیب می کرد. البته هدف از این ترغیب این بود که طیف بیشتری از دانش آموزان پس از فارغ التحصیلی پوشش داده شوند و از آسیب های اجتماعی مصون بمانند. به هر حال کسی نمی توانست نقش هیئت ها را در محافظت از بینش و رفتار اسلامی فارغ التحصیلان، انکار کند.

بگذریم؛ جشن های مدرسه امیر یکی از نخستین فضاها برای اجراهای زنده گروه مصفا بودند ( البته شاید هرگز اجرای چهار نفره ای در راهنمایی یا دبیرستان امیر انجام نشد ولی اعضای مصفا در این جشن ها پای ثابت بودند ). نمونه دیگر، منزل حاج آقای فرزانه فر بود که مثلا به مناسبت ولادت امیرالمومنین علیه السلام، جشن بر پا می کرد و بچه های مصفا به طور مرکب و مجزا برنامه اجرا می کردند. استقبال عمومی از اجراهای دستجمعی بسیار خوب بود و همین مساله موجب شده بود که اجراهای زنده مصفا، گل محافل جشن و سرور اهل بیت علیهم السلام باشد ( البته اجراهای گروهی در مناسبات غیر از جشن نیز داشتیم که جلوتر توضیح خواهم داد ). واقعیت غیر قابل انکار این بود که همه ما در حد خودمان با منابع علمی دینی و خصوصا ادبیات عرب آشنا بودیم. این امر موجب می شد تا میزان اعتبار روضه ها و توسلات بالا برود. اشخاص برجسته ای مانند جناب آقای حاج شیخ صادق فائق – حفظه الله – مانند عقابی تیزبین، از کوچکترین اشتباهات ما در نمی گذشتند و حمایت ایشان در واقع به نوعی پشتیبانی دستگاه اجتهاد تلقی می شد. در همین مورد خاطره ای دارم که نقلش مفید است. فاطمیه دوم هر سال، در منزل جناب آقای دکتر بنی هاشمی روضه برقرار بود. جناب آقای حاج سیدمحسن سبط الشیخ منبر تشریف می بردند و این حقیر هم مداحی می کردم. یک شب حکایتی را نقل کردم که مرحوم محدث قمی – رضوان الله علیه – در « بیت الأحزان » آورده است. حکایت مورد اشاره خیلی تفصیل ندارد اما یکی از مداحان تهران، آن را مفصل تر بیان کرده بود و من در نوار شنیده بودم. چیزی که از دهان من خارج شد، میانگینی از نقل مرحوم محدث قمی و آن           آآن مداح بود. بلافاصله بعد از پایان مجلس، جناب آقای فائق مرا کنار کشید و به طور مؤدبانه گوشمالی داد. نتیجه گوشمالی ایشانن آن شد که ما در نقل روضه ها و حکایات، شدیدا ملتزم به نقل مقاتل معتبر شده بودیم.

فکر نمی کنم کسی منکر باشد که پیش از مصفا ( البته با تمام حاشیه هایش )، مداحی حرفه ای علمی در مجموعه علوی، شناخته شده نبود. باب این نوع فعالیت، در چند شکل مختلف توسط مصفا باز شد که در مورد تک تک این شکل ها توضیح خواهم داد. مداحانی که در مناسبت های مختلف مدرسه دعوت می شدند، کسانی بودند که با وجود شهرت، قادر به برقراری ارتباط با دانش آموزان نبودند لذا به قول معروف « مجلس نمی گرفت ».

آلبوم های دیگر مصفا نیز مانند نوارهای نخست، شامل یک سری تک خوانی و تعدادی جمع خوانی بود. هرچه زمان می گذشت، بیشتر با سلیقه مخاطبینمان آشنا می شدیم. کارهای کلیشه ای مدرسه امیر، جای خود را به کارهای سفارشی موسسه رایت فیلم داده بود  که مخاطبین گسترده تری داشت. آلبوم هایی مانند نغمه انتظار ( یک تا پنج ) و نیز یاس کبود ( یک و دو ) محصول همین ایام بود. کارهایی که به لحاظ هنری، نیمه حرفه ای بودند و مصفا را از منبر به استودیو کشاندند. سبک آلبوم های مصفا ( خصوصا سرودهایی که با همخوانی و به صورت چند صدایی ضبط می شد )، موجب شده بود که بسیاری از جوانان، از همین سبک تقلید کنند. بدین ترتیب مصفا از تقلید به اختراع رسیده بود و می توانم بگویم کمتر گروهی در آن زمان بود که اعضایش مانند مصفا از هماهنگی مطلوبی برخوردار باشند. آلبوم های مصفا جایگزین نسبتا خوبی برای نوارهای موسیقی شده بود و بارها خود من در محافل کاملا غریبه به نوارهای گروه برخورد می کردم که با اشتیاق کامل، مورد تشویق مخاطبینی از طیف های مختلف قرار می گرفت.

 

 

/ 16 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد مهدی - از دوره 37

سلام.استاد فرهمند.امیدوارم که مرا به جا آورده باشین.نمی خوام اسمم اینجا بیاد. دلم خیلی براتون تنگ شده.همیشه برام سوال بود که چی شد یه دفعه شما مفقود شدید؟امیدوارم از مطالبی که می نویسین یه چیزایی بفهمم. اما در مورد مطالب کمی قبلتون(من امروز بلاگ شما رو دیدم) یادتون میاد یه سوالی که خیلی به شما گیر می دادم رو: ما در اعمال مستحبی اخلاص نداریم.چه کنیم. اگه ترکش کنیم ضرر کردیم.نکنیم هم ضرر دیگه ای هست! به قول شما مشق پر غلط. راهی که به توصیه یکی از اساتید می فرمودین: 1. استعاذه 2. استغاثه 3. استغفار ... که البته توضیح زیادی داشت. یادش به خیر امیدوارم بازم ببینمتون

سید محمد حیدر زاده

آقا رضا دمت گرم. کارت درسته. این جملت من را کشته : ( اين اولين و آخرين حرف من است... ).. در ضمن آدرس ایمیلت را عوض کن یا مجوز بگیر این هم شد ایمیل ( tofang@yahoo.com )... خطر داره

عرفان

سلام اقا محسن..خوندم..جالب بود مثل هميشه..خوشحال ميشم به منم سر بزنين..چون ديگه نمی خوام بيام تو نت..می خوام مثل قبل شم..دوران خوبی بود..ببخشيد اگه ناراحتتون کردم...موفق باشيد و حق يارتون.

محمد

سلام آقای فرهمند. محمد هستم از دوره 1 امیر. فکر کنم منو یادتون باشه چون محرم 2 سال پیش تلفنی باهاتون حرف زدم. راستش خیلی دلم براتون تنگ شده و دلم می خواد بشینیم و صحبت کنیم. فتح باب مطالبی رو کردین که خیلی ها تمایل ندارند در موردش صحبت کنند و البته مساله مهمی است. چه می شود کرد. من وقتی در مورد این مطالب فکر می کنم شرایط غیبت بیشتر برایم مجسم می شود. نگه داشتن دین از نگه داشتن آتش در دست سخت تر می شود: تصفیه العمل اشد من العمل!! اما نمی دانم چه جور باید عمل کرد. چند شب پیش نواری از مرحوم استاد گوش می دادم که می فرمود قیمت خربزه و هندوانه ی بی مزه و نه چندان دلچسب در شب یلدا چندین برابر هندوانه های سرخ و شیرین تابستان است چرا که همان نیز در شب یلدا غنیمت است. و بعد می فرمود همین شیعه هایی که مشقشان را پر خطا انجام می دهند! در شب یلدای غیبت به چند برابر خریدار دارند و صاحبشان آنها را دست نوازش می کشد. البته این حرفها توجیه تنبلی و رفتار بد ما نیست. ولی این مطلب نیز خود می تواند ما را امیدوار و پر انرژی نماید. ان شاء الله که در دوران ظهور همدیگر را ببینیم! یا علی

مصطفی صحرایی

با سلام چند نکته در نوشته شما بود که جای تامل دارد: 1. خوب است بعد از یکی از مراسم همین هیات ها پای صحبت دوستانه بچه ها بنشینیم تا تاثیر شگرف مجلس را مشاهده کنیم ، معمولا اکثر صحبت ها منحصر است به محدوده زانو تا کمر! 2. فکر می کنم همان تصمیم سابق علویون درست تر بوده با توجه به تاثیر مخرب همین مجالس در سطحی شدن چه ها. 3. عبارت "مداحی حرفه ای" که نوشتید یکی از واقعیات تلخ جامعه ماست. این مداحی عموما خالی از اخلاص و پر از دروغ است. جای پدربزرگ های ما خالی که هر کدام ذکر مصائب اهل بیت می کردند و می گریستند چه تنها و چه در محافل و مجالس اما به صورت غیر حرفه ای. 4. همین که کاست های شما جای نوارهای موزیک را گرفته بود به خوبی نشان می دهد مخاطبین به دنبال چه بودند. ذکر اهل بیت یا صدایی که موزون باشد و گوشنواز.

Reza Ebadi

باسلام‌خدمت‌آقای‌مصطفی‌صحرایی.۴ مساله را مطرح کرديد هر ۴ مساله را توضيح می دهم.۱:( معمولا اکثر صحبت ها منحصر است به محدوده زانو تا کمر ) اين جمله هزار اشکال منطقی داره اول اينکه با فرض اينکه دوستان حرفهای زانو تا کمر زده اند ( که نمی دانیم) شما چطور نتيجه گرفتيد که بر اثر مداحی بوده ؟ آيا تا به حال ذکر مصيبت کمر تا زانو در تاریخ تشیع داشتيم ؟ اگر شما مجالسی از اين قبيل سراغ داريد التماس دعا ! ولی جهت اطلاع شما مدت ۲۵ سال هست که مجلس شما را خراب کردن و به جای آن پارک ساختن. ۲ : از آقایان در مدرسه علوی مایه نگذار چون مشغول تجارت و کارهای اقتصادی هستند.۳- ( خالی از اخلاص و پر از دروغ ) : اين جمله هزار اشکال منطقی داره چون درجه اخلاص را فقط و فقط خدا می داند و بس و نکته دوم اينکه اصولا سبک و زمان و تاريخ مداحی نشانه دروغ پردازی نيست و ما می دانيم که تمام دروغ پردازيها در زمان های گذشته و صفويه بوده ونه در عصر حاضر. ۴ - (نوارهای موزیک را گرفته بود ...صدایی که موزون باشد و گوشنواز) : اصولا مثل اينکه‌فرق مداحی با موزيک را نمی دانيد!! شمادرعروسی و تولد نوار بابا کرم می گذاريد يا ذکر مصيبت؟

مصطفی صحرایی

دوست عزیز آقای عبادی ببینید منظور من این بود که مجالس لا اقل به شکل فعلی تاثیر عمیقی به کسی نمی گذارد ،‌ نهایتا تاثیر آن مقطعی و فوق العاده زودگذر است . این که بعد از همین مجالس دوستان هیاتی ما حرفهای آنچنانی میزنند که این امر خیلی اوقات مداحان را هم شامل می شود به وضوح دال بر این مطلب است . من فکر نمی کنم دست اندرکاران سابق علوی که مخالف برگزاری چنین مجالسی در مدرسه بوده اند ، مثل مرحوم علامه ، روزبه و ... به فعالیت های اقتصادی اشتغال داشته اند بلکه متاسفانه دست اندر کاران فعلی که مورد توجه شما بودند مجوز چنین مجالسی را در موسسه علوی صادر کردند . در مورد اخلاص نیز باید عرض کنم علاوه بر خدای متعال شخص مداح نیزمنطقا اخلاص یا عدم اخلاص عمل خود را متوجه می شود حال اگر شما با آنها از نزدیک برخوردی نداشتید که من داشتم میتوانید از خودشان سوال کنید تا جواب های مشابه آنچه من شنیدم بشنوید .

Reza Ebadi

سلام‌خدمت‌آقای‌مصطفی‌صحرایی عزيز .خيلی ممنون که پاسخ پيام من را داديد.در مورد کادر قديم و جديد مدرسه علوی من با شما موافقم و منظور من کادر فعلی هست.مساله بعد کليه موسيقی های روز و غربی و شرقی و ايرانی و غير ايرانی را ميشناسم و گوش می دهم و تما کاستهای مصفا را گوش کردم هيچ کدام از کاستهای مصفا شبيه ريتم موسيقی نيست کوچکترين شباهتی بين کاستهای موسيقی و کاستهای مصفا نيست البته چند نفر مداح در راديو تلويزيون هستند که اسم نمی برم و همين کار را می کنند و آهنگهای لسانجلسی را گوش می کنند و آن را تبدیل به نوحه می کنند ولی در مورد هيچ کدام از کاستهای مصفا اين اتفاق نيافتاده. مساله بعد اخلاص را فقط و فقط خدا می داند چون گاهی مداح فکر می کند که به درجه اخلاص رسيده و توی حال رفته ولی در حقيقت شيطان يک حالت کاذب را القا کرده و سراسر ريا هست .گاهی ما فکر می کنيم که برای خدا هستيم ولی اين طور نيست.اخلاص را خدا می داند و بس ...

محمد

سلام آقای فرهمند لطفا بگوييد که چرا مضامين کفر آميز متصوفه در اشعار کسانی ـاز اعضای سابق مصفا - که داعيه ي دين دارند موج مي زند - يا حق

victor hogo

آقای عبادی! داداش اين طوری که ميگی يعنی خود آدم هم نمی فهمه که اخلاص داره يا نه؟ پس چی جوری بايد محاسبه نفس کرد؟ چی جوری بايد فهميدکه بهتر شديم يا نه؟