بيم و اميد

بسم الله الرحمن الرحيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

          یکی از ابواب مهم کتب روایی مکتب تشیع، مربوط به احادیث « خوف و رجاء » می باشد. از بین سر فصل های این روایات، عناوین زیر چشمگیرتر هستند:

ـ انسان باید در تمام طول عمر خود، بین خوف و رجاء باشد.

ـ خوف ما باید از آن باشد که مبادا مرتکب قصور و تقصیری نسبت به ذات مقدس باری تعالی شده باشیم.

ـ حسن ظن به خداوند مهربان ( که از مهم ترین وظایف ماست )، ایجاب می کند که نسبت به عفو و رحمت بی منتهای آن کریم بنده نواز، رجاء داشته باشیم.

ـ خوف و رجاء باید هردو به یک میزان و به طور همزمان، در وجود ما حاضر باشند.

ـ خوف سازنده آن است که ما را به فرار از مصادیق خشم و غضب الهی بکشاند.

ـ رجاء صادق آن است که منجر به تحرک ما به سوی بندگی واقعی گردد.

ـ در سنین جوانی، خوف برای آدمی سازنده تر است و مقتضای سال های پیری، رجاء می باشد.

ـ مرز ممنوعه خوف، یاس از رحمت خدا و حد خطرناک رجاء نیز اغترار است.

ـ در روایات ما، واعظی را که مستمعش را از خوف و رجاء خارج نکند ( تعادل روحی او را به هم نزند )، تحسین کرده اند.

ـ یکی از شاه نکته های احادیث اهل بیت علیهم السلام این است که فرموده اند: بشر باید در خوف و رجاء باشد اما در انتهای روایت تاکید فرموده اند که: « و لا یصلحه إلا الخوف ».

          و اما قصه خودمان؛ این وبلاگ محل وعظ و درس نیست. حدیث نفس است. نفس من و امثال من ( بلانسبت شما )، نزده می رقصد. من چهارتا حکایت در باب تقویت رجاء برای خودم بخوانم، همین حال امروزم را هم تباه می کنم.

تصور می کنم روشن و بدیهی است که اگر کسی بخواهد در راه معالجه خودش قدم بردارد، نخست باید بیماری اش را خوب بشناسد. بیماری من و امثال من، تنبلی و عمل نکردن به علم است. واقعیت آن است که ما می دانیم ولی نمی خواهیم عمل کنیم. یا بهتر بگویم حال عمل کردن را نداریم. دلمان هم خوش است که آقایی داریم و مهربان است و ... من هم می دانم که آن آقا مهربان است. احادیث لطف و کرمش را هم کمابیش دیده ام ولی اسیر هوای نفس را بیم اصلاح می کند یا امید؟ البته هر دو. امروز حضور کدام یک از این دو ضروری تر است؟ البته بیم و ترس.

یادم می آید جناب آقای دکتر حاج سیدحسن افتخارزاده ـ حفظه الله ـ در یکی از شب های ماه مبارک رمضان، حکایتی را بالای منبر منزل مرحوم حاج علی اردکانی ـ رحمه الله ـ تعریف کرد. عبارات زیر را من از ایشان و به صیغه متکلم وحده نقل می کنم:

« برادرزاده های من به من عمو آیت الله می گویند. ایشان خیلی به من ارادت دارند و در مسایل مختلف از من راهنمایی می گیرند. گاهی با خودم فکر می کنم مبادا روز قیامت، خداوند متعال تمام کرده های عمو آیت الله را به برادرزاده ها نشان دهد. اگر چنین شود، همین شرمساری من در نزد برادرزاده هایم برایم بس است و دیگر به عذاب جهنم هم نیازی نیست ».

          آیا اگر من یقین دارم که ممکن است کردارم را در قیامت به سمع و نظر دوستان و بستگان برسانند، باز هم همینطورم؟ معلوم است که نه. پس مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که من چنین یقینی ندارم. مربی بزرگوار جناب آقای حاج حسین کرباسچیان به نقل از مرحوم علامه کرباسچیان ـ رحمه الله ـ می گفت: « مردم، نبی اکرم صلی الله علیه و آله را به اندازه یک بچه صغیر ممیز هم قبول ندارند. اگر ما جایی نشسته باشیم و ناگهان بچه ای فریاد بکشد: آتش. همه ما از جا می پریم. پیامبر بزرگوار اسلام مدت بیست و سه سال فریاد زد که بابا مردم مرگ حق است و هرکس باید پاسخ کرده هایش را بدهد. اما هیچکس باور نمی کند ». حال شما انصاف دهید. کسی مثل من باید از بیم بگوید یا امید؟

 

 

/ 30 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

آقای فرهمند تولدتان را تبريک عرض ميکنم. به گمانم سی و سه سالتان تمام شد نه؟ موفق باشيد.

gharib

برادر گرامی سلام تولدتان مبارک با ارزوی سلامتی برای شما و همسر محترمتان شاد باشيد.

کامران

آقای فرهمند تولدتان مبارک. ما رو یادتون میاد؟ مدرسه امیر؟ درس قرآن؟ یادش به خیر

شهاب

الله الله الله برادر عزيز علت شرکت در مسابقات قرآنی ويا ذوق زدگی وغير نيست حالتيست روحی .در رابطه با مزاح پشت جبهه چه بخواهيد وچه نخواهيد چه بدانيد وچه ندانيد همه در وسط اين بازی بزرگند ودر ميان ميدان رزم قوطه ورند در هر صورت از توجه وتذکر سما تشکر

Erfan CanCer (سرطان)

ما که انقدر فسفی نوشته بودی نفهميدمو تبعيد شديم به دهکده ی تهی.. بعد از ۴ما ما برگشتيم..کسی نمی خواد به ما خوش آمد بگه؟ (سرطان)

فراری

لطفا مطلب جدید اضافه کنید حوصلمون سر رفت

سيد محمد باقر ثامني راد

با سلام. ۲۴ و ۲۵ ذيحجه سالروز نزول آيه ولايت آيه مباهله و سوره هل اتی بر همه تهنيت باد. در ضمن به لطف حضرت صاحب عليه السلام و در اين ايام سيد محسن عزيز بهبودی نسبی يافته و از بيمارستان ترخيص شده است.

victor hogo

آقای شهاب چه حالات روحی خوبی داريد! راستی شما هميشه وقتی مي نويسيد اين حالت راداريديا فقط اينجا اين حالت به شما دست می دهد؟ازاينکه ذهن بنده راروشن می کنيد ممنون!

محب زهرا(س)

سلام..حالتون خوبه ممنون از حضور سبزتون در وبلاگ و فدای اشکهاتون.....متنتون را کلا گرفتم ولی کامل نخوندمش.... فقط يه حديث خوشکل بگم: اکثر اهل بهشت خوشبينها هستند...کسانی که به رحمت خدا اميد دارند ....التماس دعا

سالهای فراق

سلام! ديگه نمي نويسید چرا؟ ... در هر صورت اونايی که بايد اينجا رو پيدا کنند ميان و پيدا ميکنند!! چه مسافران مشهد از سالهای دور ... چه بچه های کلاس های مدرسه امیر .... چه مطلب جديدی باشه چه نباشه ... ولی امیدوارم اونایی که نباید٬ دیگه راه پیدا نکنند!! ولی بهتره که شما بنويسيد .