یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

آرمان گرایی و واقع گرایی

بسم الله الرحمن الرحيم

 

          در ده سال گذشته که ادبیات گفتمانی در ایران رایج شده، عباراتی مانند « آرمان گرایی ( که ترجمه ایده آلیسم است ) » و « واقع گرایی ( یا همان رئالیسم ) »، بیشتر از گذشته به گوش می خورند. بررسی دوران زندگی تعدادی از اندیشمندان حوزه های گوناگون ( اعم از دانش های دینی تا علوم تجربی و فلسفی )، بیانگر آن است که ایشان به دلایل مختلف در سالیان پایان عمر، بیشتر واقع گرا بوده اند تا آرمان گرا. این مطلب می تواند از دو زاویه مختلف تفسیر شود. یکی عدول از اصول و ارزش ها و دیگری آشتی با واقعیت های جاری در دنیا. آنچه در این نوشته مختصر، از پیش روی شما می گذرد، طرح تعدادی پرسش با نظم نه چندان خاص است که برخی مفهومی و پاره ای دیگر مصداقی هستند. اندیشیدن به اطراف سؤالات مورد اشاره و پاسخ های ایشان به کالبد شکافی ساده و ابتدایی دو مفهوم آرمان گرایی و واقع گرایی کمک کوچکی می کند:

ـ میزان استحکام اصول و ارزش ها چقدر هستند؟

ـ ملاک و ابزار تشخیصی ( اپیستمولوژیک ) این اصول کدامند؟

ـ اصول ریشه در اخلاقیات دارند یا اعتقادات و یا رفتارها؟

ـ تخطی از اصول، چه حکمی در نظر معتقدین به آنها دارد؟

ـ کسی که دست از مبارزه فکری و عملی با دخانیات برمی دارد، با کسی که دست از دفاع از چارچوب توحید برمی دارد، یک حکم دارند؟

ـ در پرسش پیشین، آیا اساسا فرد مورد نظر درمی یابد که توحید به آن معنا که او معتقد بوده، چارچوب نداشته است؟

ـ پس گرفتن فتوای وجوب قتل « سلمان رشدی » نوعی عدول از ارزش ها تلقی می شود؟

ـ تخریب محل تجمع دراویش گنابادی ( فرقه ای از متصوفه که از شعبه های نعمت اللهیه هستند ) در شهر قم، نوعی آرمان گرایی و عدم توجه به واقعیات جهانیست؟

ـ صدور احکام مطلق و غیرقابل تمرّد، از چه مرجعی برمی آید؟

ـ عنصر « ملاحظه کاری » نوعی عدول از اصول به شمار می آید؟

ـ رابطه دگماتیسم و آرمان گرایی چیست؟

ـ تساهل و تسامح فرهنگی چه ارتباطی با واقع گرایی دارند؟

ـ ترسیم وظایف و تعریف اهداف برای ابناء بشر، آنگاه که توسط یکی دیگر از جنس بشر ( به عنوان فردی ممکن الخطا ) انجام می پذیرد، نوعی آرمان گراییست؟

ـ با توجه به محدودیت دانش و بینش بشری، آیا می توان محتمل دانست که کسی صلاحیت تدوین سند چشم انداز در روابط بین انسان ها و از آن بالاتر روابط بین خالق و مخلوق را داشته باشد؟

ـ اصلاح طلبی خود نوعی آرمان گرایی نیست؟

ـ آنجا که بحث از تعیین هنجارها و ناهنجارهاست، تعیین ملاک های غیر آماری، مصداق آرمان گرایی نیست؟

ـ « میزان رأی ملت است » با آرمان گرایی سازگاری بیشتری دارد یا با واقع گرایی؟

ـ واقعیت را می توان تعریف کرد؟

ـ موج سواری سیاسی که در بین اکثر سیاستمداران دنیا رایج است، تا چه حد با واقع گرایی اشتراک دارد؟

ـ اگر در باب ارزشیابی روش های فکری به عنصری به نام « مفید فایده عملی و پراگماتیک بودن » توجه کنیم، آرمان گرایی مشکلات بیشتری را حل می کند یا واقع گرایی؟

ـ آنچه از آن به « واقع بینی » به عنوان تلفیقی از آرمان گرایی و واقع گرایی تعبیر می شود، چقدر هویت خارجی دارد؟ آیا چیزی جز یک مفهوم منعطف قابل انطباق نیست؟

ـ رابطه تعصبات ( اعم از دینی، ملی، قومی و غیره ) با آرمان گرایی تا کجاست؟

ـ آرمان گراها انسان های قابل تحمل تری هستند یا واقع گراها؟ آیا اساسا پاسخ این سؤال، نقشی تعیین کننده در ارزشیابی این دو مکتب فکری دارد؟

ـ ارتباط آرمان گرایی و واقع گرایی با دوران غیبت و حضور امام معصوم علیه السلام در چیست؟ اساسا این مقایسه محلی از اعراب دارد؟

ـ آیا می توان از قاطعیت و جزم اندیشی به آرمان گرایی و از تشکیک و سوفسطایی گری به واقع گرایی تعبیر کرد؟

ـ دموکراسی در سه گستره دین، اجتماع و اخلاق چه تفاوت هایی با هم دارد؟ ارتباطش با دو مفهوم آرمان گرایی و واقع گرایی چیست؟

هریک از شما دوستان، می توانید پرسش های بسیاری در ارتباط با این دو مفهوم طرح کنید که زمینه اندیشیدن در ابعاد گوناگون را فراهم آورد. بد نیست هر از چندگاهی نه بر سبیل « شک و تردید » بلکه از روی « تحکیم و تعمیق » به زوایای مختلف اندیشه و رفتارمان نگاهی بیندازیم.

  

نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ ها :