یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

تاريخ گواهی می دهد

بسم الله الرحمن الرحيم

 

          یکی از دانش هایی که هم در عمق و هم در سطح، پیشرفت و گستردگی قابل قبولی داشته، تاریخ است. با وجود این، شاید نقاط مبهم و غیر واضح همین دانش، از سایر علوم بیشتر باشد. دلیل این مطلب آن است که تاریخ بستگی تام به تک تک افراد و وقایع دارد و لذا اگر تنها یک حادثه یک روزه و حتی کمتر را از برگه های تاریخ حذف کنیم، تحریف بزرگی را رقم زده ایم. به طور خاص می خواهم چند کلامی در ارتباط با تاریخ صدر اسلام بنویسم که شاید بهتر باشد با وام گیری از تعبیر رسا و دقیق مورخ بزرگ و علامه بی نظیر جناب آیت الله حاج شیخ محمدرضا جعفری ـ حفظه الله ـ آن را « تاریخ مسلمین صدر اسلام » بنامیم.

ارائه تصویری روشن و واضح از آن مقطع خاص تاریخ، محتاج مقدماتی است که یکی از حیاتی ترین آنان، داشتن بینش اسلامی می باشد. بدان معنا که توشه چینی یک مسلمان از آن بخش تاریخ، با یک غیر مسلمان کاملا متفاوت است. به همین ترتیب یک شیعه برداشتی غیر از یک سنی خواهد داشت. خلاصه کلام آنکه رنگ شیشه های عینک هر فرد، هنگام نظر کردن به آنچه امروز « تاریخ » نامیده می شود، اثری مستقیم در نتیجه پژوهش های او خواهد گذاشت. حال فرض کنیم که عینکی در کار نباشد و بخواهیم، نگاهی فارغ از بینش و نگرش شیعی یا سنی به تاریخ مسلمین صدر اسلام بیندازیم.

نخست یادآور می شوم که مطالب زیر برای بیش از نود درصد کسانی که ممکن است خواننده این سطور باشند، تکراری خواهد بود اما ذکر آنها خالی از لطف نیست. شخصی به نام محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ در سرزمینی فرهنگ گریز و جاهلی ( نگاهی مختصر به منابعی مانند تاریخ طبری، صحت این مدعا را ثابت می نماید ) ظهور می کند. آن بزرگوار از برگزیدگان خداوند متعال بوده و پیام آور آیین جدیدی در خداپرستی است. مرام او دو بخش مهم دارد: نفی و اثبات. نفی شرک و کفر و اثبات توحید. این پیامبر الهی مدتی حدود بیست و چند سال، با تمام قوا در مسیر تبلیغ و اشاعه دین خود می کوشد و پس از طی عمری سراسر مشقت و تعب، در سن شصت و سه سالگی، با مرگی غیر طبیعی، پیروان خود را ترک می کند. در اواخر عمر با برکت آن رسول الهی، صحنه های متعددی یافت می شود که سخن از جانشینی روحانی و اجرایی آن پیامبر گرامی به میان می آید اما به روشنی قابل اثبات است که عده ای از اطرافیان او به هر دلیل مایل به بسط و شرح اینگونه مباحث نبوده و ترجیح می دهند هاله ابهام از اطراف این موضوعات برطرف نگردد.

وقایع واپسین روزهای زندگانی آن ختم رسل، سرعتی فراتر از سایر حوادث دارد. سپاهی به سرکردگی جوانی نوزده ساله به نام « اسامه » در حال گسیل است و مشخصا تعدادی از مهاجرین ( کسانی که به همراهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از مکه به یثرب هجرت کردند )، از آنکه در صف این سپاه قرار گیرند، سر باز می زنند. بهانه ایشان نگرانی نسبت به حال وخیم خود آن بزرگوار است و صراحتا از فرمان او سرپیچی می کنند. پس از صدور دستور غیرقابل تمرد برای فرزند ابی قحافه، او نیز با اکراه از مرکز مدینة النبی خارج شده و راه سنح ( از قصبات حاشیه یثرب ) را در پیش می گیرد. صبیه این مرد به عنوان یکی از همسران رسول گرامی اسلام، او را در جریان آخرین تحولات داخل بیت نبوت و گزارش لحظه به لحظه از حال جسمانی پیامبر قرار می دهد.

درست زمانی که حادثه جانگداز قطع وحی اتفاق می افتد، او به همراه فرزند خطاب در مسیری که خلاف اراده پیامبر بوده در حرکت هستند و توسط دو تن از انصار ( یکی از آنان به نام معن بن عدی بعدها در دستگاه حکومتی خلیفه دوم به پست و مقام نایل شده و نامش به نیکی ثبت گردید ) نسبت به تجمع بزرگان انصار در سایبان بنی ساعده آگاه می شوند. سقیفه مورد اشاره سابقه ای در امر تصمیم گیری نداشته و لذا به راحتی و تنها به کمک یک مانور سیاسی حساب شده و دقیق، قابل مصادره است. ابوبکر و عمر که از اختلافات داخلی انصار و خصوصا دو سرکرده قبیله های اوس و خزرج به خوبی آگاهند، از این اطلاعات نهایت استفاده را می برند و ضمن تهدید یکی از طرفین و تطمیع طرف دیگر، کفه ترازوی کاندیداتوری خلافت را ( که اصولا قرار نبوده بر اساس شورا باشد ) به نفع مهاجرین تغییر می دهند. مهاجرین حاضر در سایبان بنی ساعده بر اساس آنچه به دست ما رسیده، از چهار نفر متجاوز نبوده اند اما همین چهار نفر و در واقع دو بازیگردان آنها یعنی ابوبکر و عمر، به خوبی از روش بازی های سیاسی آگاهند و در یک فرصت طلایی، گوی خلافت را از دست انصار می ربایند. حوادث مهم بعدی که در تاریخ سانسور شده دستگاه خلافت، از تحریف مصون مانده اند به اشاره عبارتند از:

الف ) بدن رسول خاتم صلی الله علیه و آله سه روز بر زمین می ماند.

ب ) به تعبیر برخی از تواریخ « و فات أکثر الناس الصلوة علی محمد ... » یعنی اکثر مردم حتی به نماز میت نبی اکرم صلی الله علیه و آله حاضر نشدند.

ج ) علی بن أبی طالب علیه السلام به تنهایی و با مشارکت بنی هاشم عهده دار امر غسل و تکفین پیامبر گرامی اسلام می گردد.

د ) تکبیرة الإحرام نماز میت خاتم الأنبیاء صلی الله علیه و آله با تکبیر بیعت با ابی بکر بن ابی قحافه بر منبر رسول گرامی اسلام هم زمان می شود.

هـ ) عبارت « بایع و إلا نضرب عنقک » به دفعات متعدد از زبان برخی از مهاجرین خطاب به اکثریت انصار و بنی هاشم به گوش می رسد.

و ) حضور بی سابقه و مسلحانه دو قبیله بادیه نشین « بنی أسلم » و « غفار » در مدینه بلافاصله پس از استقرار اولیه خلافت ابی بکر، از کودتایی نه چندان سرد حکایت کرده و پایه های حکومت نوبنیاد ابوبکر را استحکام می بخشد.

ز ) مهره چینی سریع و زیرکانه دستگاه حاکم، پرده از راز دسیسه های سابقه دار و تبانی های پیشین ایشان برمی دارد.

ح ) تمایل سلطه به در اختیارگیری منابع اقتصادی سرشار جهت استحکام بیش از پیش قدرت در قالب غصب فدک.

ط ) حذف ایدئولوژیک مخالفین و معارضین رژیم کودتا با عنوان « دفاع از مبانی دین رسول خدا »

ی ) یورش نظامی به تحصن کنندگان در بیت امیرالمؤمنین علیه السلام و اصرار بر اخذ بیعت ولو اکراهی از ایشان.

ک ) شکستن حرمت افرادی که توسط رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله به نحوی از انحاء به عنوان معیار تشخیص حق از باطل معرفی شده اند ( مانند امیرالمؤمنین علیه السلام، صدیقه طاهره سلام الله علیها، ام ایمن، ابوذر غفاری و غیره ).

ل ) جایگزین کردن نظام شبه دموکراتیک مسلمانان به جای حکومت اسلامی در زمان حضور معصوم.

م ) حذف نخبگان جامعه از حوزه تصمیم گیری های سیاسی و حتی فقهی.

ن ) بهره گیری از آخوندهای موید رژیم حاکم به عنوان ملاباشی دربار خلافت ( این سیاست توسط شیخین پایه گذاری شد و بنی امیه آن را به بدترین نحوی ادامه دادند ).

س ) معطوف کردن افکار عمومی از اوضاع داخلی و بحران رهبری با فرافکنی سیاسی از طریق فتوحات خارجی.

ع ) تاسیس نیروی انتظامی حقوق بگیر جهت حمایت فیزیکی از دستگاه حاکم به بهانه حفظ امنیت جامعه و جلوگیری از هرج و مرج.

ف ) تنظیم و تاسیس دیوان اداری و مالی که نخست برای مسلمانان از منبع غنیمت های جنگی ایجاد درآمد نموده و آنگاه ایشان را بر اساس الگویی که توسط دستگاه خلافت تهیه شده، از آن بهره مند سازد.

ص ) خشکاندن روح حق خواهی و دیانت واقعی در مردم به وسیله تهی کردن الفاظ شرعی از مفاهیم واقعی آنها.

          اینها تنها مشتی از خروار اقدامات حساب شده و دقیق دستگاه خلافت هستند که در نتیجه آنها، امروزه پس از گذشت بیش از یکهزار و چهارصد سال، تشخیص حق از باطل برای تعداد بسیاری از مسلمانان مشکل شده است. بد نیست هر از چندی با نگاهی نه از سر خوش خیالی و حماقت، به تاریخ مراجعه کنیم. کمترین نتیجه چنین نگاهی، درک وضعیت دشوار امامان معصوم علیهم السلام در امر هدایت مسلمانان می باشد و فایده دیگر این است که دیده عبرت بین ما هرگز دچار رخوت نخواهد شد.

 

 

  
نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳۸٥
تگ ها :