یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

اعتدال در عزاداری

بسم الله الرحمن الرحيم

 

          این نوشته را به روح آن پیرغلام دربار اباعبدالله الحسین علیه السلام، مرحوم عمویم جناب آقای حاج اسماعیل فرهمند آزاد تقدیم می کنم.

جریان این سر و آن سر پشت بام، برای همه مشهور و معروف است. ما انسان ها به حکم جهل اغلبی ( نه عمومی )، موجودات غیر متعادلی هستیم. به فرمایش امیرالمومنین علیه السلام، یا افراط می کنیم و یا تفریط. روزی که قرار است متدین بشویم، امان از دست ما و روزی هم که عزم بی دینی می کنیم، فغان از دست ما چون به تعادل عادت نداریم. البته شایان گفتن است که امروزه عبارت « تعادل »، قدری از مفهوم و جایگاه اصلی اش خارج شده و بیشتر توسط طبقه روشنفکر و آن هم در مواردی خاص به کار می رود اما بالاخره تعادل همواره پسندیده است. در این مطلب می خواهم به طور خلاصه به افراط و تفریط در امر عزاداری بپردازم. نخست باید عرض کنم با توجه به اختلاف سلیقه ها و طبایع، نقطه تعادل در جای ثابتی قرار نمی گیرد مثلا عده ای تعادل را در این میدانند که دو ماه هر شب قمه بزنند اما جمعی دیگر تنها حاضرند شب و روز عاشورا، ضبط ماشینشان را خاموش کنند. هرکدام هم دلایل ویژه خودشان را دارند.

برای بررسی مصادیق افراط و تفریط در امر عزاداری، پیش از هرچیز باید ببینیم آیا اصل اقامه مجلس ذکر مصایب اهل بیت علیهم السلام، ریشه دینی دارد یا صرفا عملی برخاسته از سنت های قومی و ملی است. نگاهی مختصر به منابع صحیح و متقن اسلامی، نشان دهنده قداست اینگونه محافل و بلکه استحباب برقراری آنهاست. مثلا حضرت زین العابدین علیه السلام تا هجده ماه بعد از عاشورا هر روز مجلس ذکر مصیبت برقرار می کردند و یا امام باقر علیه السلام هرساله در سرزمین « منی » مجلس روضه حضرت سیدالشهداء علیه السلام را برپا می داشتند. و اما آنچه امروز از پس یکهزار و سیصد و شصت و شش سال، در میان ما شیعیان رواج پیدا کرده، خالی از مظاهر افراط و تفریط نیست. من شخصا آنجا که می خواهم از افراط سخن بگویم تمام بدنم به لرزه می افتد چون خود را وارد مهلکه می کنم اما گفت و گو پیرامون تفریط راحت است. وقتی فهد بن عبدالعزیز پادشاه هشتاد و چهار ساله وهابی مسلک کشور عربستان سعودی چشم از جهان فروبست، تا چهل روز تمامی شبکه های تلویزیونی سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، فقط قرآن و خبر پخش می کردند و کسی مدعی افراط گری نشد. اما وقتی در سالروز شهادت سالار شهیدان، تلویزیون جمهوری اسلامی موزیک عزا پخش می کند، صدای ملت درمی آید که سیمای ایران « پدر غم و مادر مصیبت » است.

بگذریم که اصلا بنای ورود در مهلکه را ندارم اما فقط و فقط به رسم بزرگداشت اربعین حسینی، چند جمله خطاب به گروه های زیر عرض می کنم. همین و بس.

الف ) روشنفکران:

دوستان عزیز؛ اصل اقامه عزای حسینی، امری مورد توصیه شرع مقدس است و مصادیق عملی آن تا جایی که منافات با احکام صریح شرعی نداشته باشد، داخل در استحباب و پسندیدگی است. بیایید فکر و درک محدودمان را در حیطه های بلند و متخصصانه، دخیل نکنیم و قدری با ترمز حرکت کنیم. ابراز احساسات، نسبت به هر عزیز از دست رفته ای، تا جایی که به خط قرمز محرمات وارد نشود، در درگاه خداوند متعال ماجور است.

ب ) نوجوانان احساساتی عزادار:

زندگی ظاهری اباعبدالله الحسین علیه السلام، پنجاه و هفت سال به طول انجامید. قدری هم به آن پنجاه و شش سال دیگر نگاه کنید. باور کنید همه جای حیات دنیوی حسین بن علی علیهما السلام آموزنده و محل عبرت است. بیایید قدری هم به تقویت شعور بپردازیم. شعار به تنهایی کافی نیست.

ج ) سینه زنان قنات آباد:

          سروران گرامی؛ شکل ظاهری عزاداری بیش از آنکه تابع دستورات دینی باشد، برخاسته از احساسات و فرهنگ ملی و قومی هر فردی است. این احتمال را بدهید که عزاداری دیگر کسانی هم که سینه زنی را به سبک و سیاق شما انجام نمی دهند، مورد نظر آن شاهنشاه باشد. برخی از آدم ها به خاطر خصوصیات روحی و روانی، قدرت گریه کردن ندارند. آنها را هم آدم حساب کنید. هرکسی سینه نمی زند، یزیدی نیست. بگذارید غریبه ها هم در حلقه عزایتان وارد شوند.

د ) هیئات مذهبی انصار حزب الله:

          عزیزان؛ اهمیت تحصیل آموزه های دینی، کمتر از عزاداری شبانه روزی نیست. بیایید قدری با معارف مکتب اهل بیت علیهم السلام آشنا شویم تا مرز غلو و کفر را بهتر بشناسیم. ضمنا یادمان نرود، برای بهشت رفتن لازم نیست چفیه بر گردن کسی باشد. احترام به حسینیون، احترام به حسین است.

هـ ) ختم کلام:

          حسین بن علی علیهما السلام متعلق به گروه و مکتب و طرز فکر خاصی نیست. اجازه ندهیم کسی اباعبدالله علیه السلام را مصادره کند. هرکس پیرو دین سالار شهیدان است، با او باشیم. از هر گروه و فرقه ای که در صدد القای روحیه « خود بزرگ بینی » و « خود محوری » است، بپرهیزیم. مادام که در چارچوب ولایت آن امام همامیم، چه بسیجی و دانشجو و چه پیر و جوان و سینه زن و زنجیر زن و غیره می توانیم خود را « حسینی » بنامیم. اگر وسعت پرچم سرخ حسینی توانست ما را با تمام تکبر و خودخواهی مان زیر خود جا بدهد، خوش به سعادت ما وگرنه، بیرق عزای حسینی در تملک هیچ کسی نیست جز برادرش. همه از دم مرخصند از دیروز تا فردا. هرکه سر تعظیم و تواضع فرود نیاورد و « من » را از خود دور نکند، همان بهتر که بیرون این بارگاه بماند.

 

 

  
نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٤
تگ ها :