یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

مصفا از آغاز تا امروز ( بخش سوم )

بسم الله الرحمن الرحيم

 

شاید برخی از کسانی که این چند نوشته را می خوانند، تصور کنند من در نگارش مطالب مربوط به مصفا اغراق کرده ام. البته باید بگویم من نظر خودم را می نویسم و هرگز مدعی نیستم که این برداشت ها حکایت از حقیقت می کنند. اما خوشبختانه سه چهارم مصفا اکنون در کمال سلامتی در تهران هستند و طبیعتا می توانند صحت یا سقم این عبارات را تایید کنند.

مصفا ظرف مدتی کمتر از دو یا سه سال، تبدیل به یک حرکت گسترده در مجموعه علوی و موسسات وابسته شد. ارتباطات شخصی اعضای این گروه، و دایره نفوذ ایشان روی دانش آموزان روز به روز در حال گسترش بود ( و البته به آفات این مساله درمورد خودم، پیش تر اشاره کرده ام ). اقتضای سنی مخاطبین مصفا این بود که همه چیز را از زاویه احساسی و عاطفی مورد نقد قرار می دادند. ملاک سنجش هرچيز در نزد ايشان حب و بغض بود. به همین دلیل اگر یکی از اعضای گروه ( به عنوان مثال، خود اینجانب ) سلوک و منش خاصی داشت، ناخواسته آن را به دانش آموزان منتقل می کرد. من یادم نمی آید که آقایان صدقی، اسماعیلی و مقصودی خود را در منصب الگو یا مربی قرار داده باشند اما واقعیت تلخ این بود که چشم بچه ها به ما بود ( مطلب « تقصیر معلم است » را بخوانید ). می گویم تلخ چون در مورد خودم، احساس می کنم که محور اين جاذبه خودم بودم نه اعتقادم ( مطلب « بیاییم همه را جذب کنیم » را بخوانید ). گاهی اوقات وقتی در رفتار برخی دانش آموزان دقیق می شدم، می دیدم که در واقع دارند از آقای ... یا ... و یا خود من تقلید می کنند. این آغاز مصیبت بود ( البته برای من که حواسم جمع نبود ).

همین جا لازم می دانم یک نکته مهم را یادآور شوم. یکی از فارغ التحصیلان دوره چهلم علوی، در کامنتی برای مطلب قبلی، به اثر زودگذر مجالس مذهبی بین دانش آموزان اشاره کرده و به همان دلیل اینگونه حرکات را بی فایده خوانده بود. سال هفتاد و هشت که ایشان در مقطع سوم دبیرستان تحصیل می کردند، در منزل یکی از هم دوره ای های ایشان ( آقای محمد شهرابی ) مجلس روضه تشکیل شد. خوب یادم هست که آن روز مثالی را در مورد اثر مجالس ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام طرح کردم و تصور می کنم آن مثال، پاسخ این دوست عزیزم را خواهد داد. حمام رفتن، بدن افراد را پاک و نظیف می کند اما تضمینی برای عدم آلودگی مجدد نمی آورد. انسان احمق، کسی است که پس از خروج از حمام، خود را بلافاصله داخل لجن جوی آب بیندازد ( حکایت امثال ما ).

برگزاری مجلس روضه در منزل بزرگان مجموعه علوی مانند جناب آقای حاج حسین کرباسچیان، جناب آقای دکتر علیرضا رحیمیان، جناب آقای دکتر سیدمحمد بنی هاشمی و دیگران، خود گواهی روشن بر اهمیت تربیتی این مقوله بود. البته نمی خواهم بگویم که هدف آن جنابان از اقامه مجلس، مسایل حاشیه ای تربیتی بود و احتمالا به دلیل تعظیم شعائر، روضه تشکیل می دادند اما این نقطه مهم را نیز در نظر داشتند. سال تحصیلی با فاطمیه آغاز می شد و با ماه صفر به پایان می رسید. در این بین، هر مناسبت، مجلس خاص خودش را داشت.

اقدام دیگری که توسط مصفا ( البته به طور مشخص آقای مقصودی ) انجام پذیرفت، تشکیل گروه های سرود دانش آموزی بود. این گروه ها هسته مرکزی تیم های حرفه ای امروزی را به وجود آوردند. نخستین سرود حرفه ای آقای مقصودی که به مناسبت غدیر توليد شد، اجرایی نیم ساعته داشت و از این لحاظ پدیده ای بی سابقه و بدیع بود. جناب آقای دکتر محمدعلی فیاض بخش که در آن زمان مدیریت مدرسه راهنمایی نیک پرور را برعهده داشت، در توصیف سرود مورد اشاره گفت: « کار آقای مقصودی، سرود نبود؛ جزوه بود ». واقعیت آن است که حرکت غیر قابل تقلید آقای مقصودی، سنگ اساس فعالیت جدید اعضای گروه بود. فاطمیه همان سال، آقای اسماعیلی سرودی را تنظیم کرد که دانش آموزان دوره سی و نهم علوی آن را اجرا کردند. سرود مزبور که ترکیبی زیبا و سنجیده از چند تصنیف محزون در رثای بانوی دوعالم بود، توسط رادیوی سراسری ضبط شد و بخش هایی از آن در چند نوبت پخش گردید. من شخصا استعدادی در زمینه ساختن سرود ندارم و تنها یک سرود به مناسبت نیمه شعبان برای دانش آموزان دوره پنجم امیر تنظیم کردم که مدیریت اجرایی آن بر عهده آقای امیرحسین نوری بود اما خودم حتی یک بار هم اجرای آن را ندیدم. آقای صدقی نیز فعالیت هایی در این زمینه داشت اما یکه تاز این میدان، آقای مقصودی بود. سرودهای قوی ایشان در مناسبت های مختلف مذهبی، موجب شکوفایی استعداد جوانانی مانند آقایان سیدهادی گرسویی و عباس جواهری شد که اگر آن روز سمت دانش آموزی را داشتند، امروز باید آنها را در زمره قوی ترین و حرفه ای ترین خوانندگان آلبوم های مذهبی برشمرد. آلبوم های سرشک بهار، نجوا ( یک و دو )، تمنا و غیره از محصولات همین دوستان جوان تر است. البته در حاشیه تولید این آلبوم ها، مشکلاتی نیز ایجاد شد که جلوتر اشاره خواهم کرد. ( ادامه دارد ... )

 

 

  
نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٤
تگ ها :