یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

تعهد يا تخصص؛ هردو يا هيچکدام

بسم الله الرحمن الرحيم

 

از ابتدای انقلاب اسلامی در ایران، هروقت سخن از گزینش، استخدام و يا انتصاب به میان می آمد، دو کلمه « تعهد و تخصص »، مطرح می شد و همه به عبارت نورانی امیرالمومنین علیه السلام استناد می کردند که فرمودند: « دو گروه کمر مرا شکستند: دانشمند بی دین و عابد نادان ». واقعا که « کلام الإمام، إمام الکلام ». طبیعی است که پیشکسوتان انقلاب، از روی کار آمدن همین دو گروه می هراسیدند. لذا با تمام وجود سعی می کردند از این دو میزان تخطی نشود. اما نتیجه چه بود و اشکال کجا بود؟

در دبیرستان البرز که ما درس می خواندیم، همکلاسی ای داشتم به نام آرمین. خانواده او اصلا رنگ و بوی مذهبی نداشتند و سر و وضع خودش هم کاملا معمولی و طبق مد روز بود. من از اول راهنمایی با او همکلاس بودم. سال اول دبیرستان ناگهان دیدیم دچار انقلاب ظاهری شده است بدین ترتیب که ریش گذاشت و پیراهنش را می انداخت روی شلوارش و ادوکلن نمی زد و غیره. بعد از گذشت دو سه ماه، یک اورکت آمریکایی هم پوشید و شد یکی از اعضای فعال بسیج دانش آموزی. همان موقع ها بود که رییس جمهور وقت ( جناب آقای هاشمی رفسنجانی )، دستور داد گزینش را برای قبولی های کنکور بردارند. با تعجب فراوان دیدیم که ظرف کمتر از یک هفته، آرمین همان آرمین قبلی شد.

شخصی را می شناسم که بسیار مسلمان است و شاید خیلی ها به خاطر مسلمان بودن ایشان، از اسلام برگشته باشند. ایشان در زمان تصدی گری یکی از ادارات، حقوق کارمند زیر دستش را می خورد و آبی هم رویش می نوشید. دروغ های بزرگ و تاثیر گذار می گفت که با توجه به موقعیت شغلی اش خیلی حائز اهمیت بود و مشکلات بزرگی ایجاد می کرد. به راحتی به یکی دیگر از دوستان متدین ما که جبهه رفته و مسلمان و برادر شهید بود، تهمت بی دینی و ضد انقلابی گری می زد. تنها به این دلیل که آن دوست ما، طرفدار دولت اصلاحات بود. آن آقای موصوف بسیار مسلمان، از پاپ هم کاتولیک تر بود و اصلا رییس جمهوری وقت ( جناب آقای خاتمی ) را مسلمان نمی دانست. شخصیت جالبی داشت ولی خیلی مسلمان بود. محاسن نامرتب و یقه پیراهن چرک، از مشخصات بارز این آقا به شمار می رفت. آیا این جمع « تعهد و تخصص » است؟

اگر تعهد این است ( که پناه بر خدا )، بگذاریم مردم ما چند صباحی هم بدون تعهد زندگی کنند. خدا وکیلی از ابتدای انقلاب تاکنون، مردم ما بابت بی تعهدی ( البته به معنایی که شرحش گذشت ) ضرر کرده اند یا بی تخصصی؟ پس از شروع به کار دولت فعلی، آقای رسول جعفریان – حفظه الله – مطلبی را در سایت بازتاب نوشت که « ای مسلمانان؛ بیایید معنا و مفهوم رای هفده میلیونی مردم را بفهمیم. مردم ما از فقر و مشکلات اقتصادی به ستوه آمده اند و گرنه برای آنها هیچکدام از دو کاندیدا، به طور کامل شناخته شده نیستند ». حقیقت امر آن است که فاصله نخبگان سیاسی جامعه ما با توده مردم زیاد شده و دلیلش هم شکاف طبقاتی است که در نتیجه مشکلات اقتصادی به وجود آمده. بدین ترتیب، هیچ طرز فکری نباید این رای هفده میلیونی را به نفع خود مصادره کند.

امروز، دولتی در راس کار قرار گرفته که با تمام وجود می خواهد نقطه پایان بر تمام مشکلات معیشتی مردم ستمدیده ایران بگذارد اما چطور و با کدام شاکله؟ مردم غیور ایران با رای هفده میلیونی خود، به جای رییس جمهور، امام جماعتی عادل و متقی انتخاب کردند. در تقوی، عدالت، سلامت اقتصادی و سختکوشی جناب آقای احمدی نژاد کسی تردید ندارد. اما آیا اینها همان شرایطی است که یک رییس جمهور باید داشته باشد؟ در مواجهه با افعی ها و روباه هایی مانند سران کشورهای غربی که تمام عمرشان را در استعمارگری و حقه بازی صرف کرده اند، آیا ما نیز نمی بایست یک پیر سیاست شناس را به رياست جمهوری برمی گزیدیم؟ اکنون با همین چند حرکت اول رییس محترم جمهوری، بر همگان هویدا شده که نه در عرصه بین المللی و نه در عرصه داخلی، خواسته های مردم اجابت نخواهد شد. اما دلیلش ندانستن قواعد بازی به سبک امروز است نه بی تقوایی و ناسالمی.

ممکن است کسی بگوید امیرالمومنین علیه السلام با همین شیوه حکومت داری کرد. در پاسخ می گویم آیا شما امام معصوم را با غیر او قیاس می کنید؟ آیا علم غیب و عصمت آن وجود مقدس با علم ناقص و روش پر از خطای ما انسان های عادی قابل مقایسه است؟ حال که نمی توانیم به سبک امیرالمومنین علیه السلام حکومت کنیم، لااقل بیاییم و با گزینش افرادی مانند ابن عباس ( که تلفیقی از زرنگی و تدین بوده است )، از منافع کلان کشورمان در دنیای پر از فساد امروز دفاع کنیم. همه جانبه نگری، یکی از اصول مهم ریاست است. آیا این اصل اصیل از ابتدای دولت محترم فعلی، رعایت شده؟ ممنوعیت موقت ورود کالاهای کره ای که منجر به ضرر چند ده میلیارد تومانی بازرگانان کشورمان شد یا تهدید بورس و مانند آنها، آیا ثمره ای جز خروج سرمایه های ایرانیان به کشورهای حاشیه خلیج فارس و سفره هفت رنگ شیوخ فاسد آنها به بار آورد؟ تغییر مدیران عامل شش بانک اصلی کشور، ظرف کمتر از یک روز، چه مفهومی دارد؟ اگر بدان معناست که مدیران سابق همگی دزد بودند که وامحمداه. اما اگر مبنایی دیگر دارد، باید گفت سرمایه گذاران خارجی وقتی احساس امنیت نکنند، حتی یک دلار پول وارد کشورمان نمی کنند و این رشته سر دراز دارد.

تخطئه کردن مسوولین قبلی، ساده ترین کاری است که یک مدیر تازه وارد می تواند بکند اما آیا افکار عمومی قدرت قضاوت خود را از دست داده اند؟ رییس جدید سازمان صنایع دستی به راحتی می گوید که در پانزده سال گذشته هیچ فعالیت مثبتی در این سازمان صورت نگرفته است. اگر واقعا اینطور است چرا مسوولین قبلی را به جرم خیانت در بیت المال محاکمه نمی کنید؟ عدم آشنایی با جماعت خبرنگار و شیوه های شغلی ایشان یکی از معضلات بزرگ دولت جدید است که امیدواریم به زودی برطرف شود.

کاش می دانستیم که انتخاب های ما چقدر در جهان پیرامون ما تاثیر می گذارند. اگر اینطور بود، یک فرد مسلمان، مبارز، متعهد و سالم را برای وزارت نفت کشوری مثل ایران ( که از موسسین اوپک بوده و امروز هم جزء تاثیر گذارترین کشورهای دنیا در بهای نفت می باشد )، برنمی گزیدیم. وزارت نفت نیاز به شخصی دارد که دانشمند، سیاستمدار، زیرک، مدیر و البته سالم باشد. خوشبختانه صبر مردم ایران زیاد است ولی مرا به یاد یکی دیگر از فرمایشات نورانی امیرالمومنین علیه السلام می اندازد که فرمودند: « إتقوا غضب الحلیم » یعنی از غضب فرد شکیبا بپرهیزید. یا علی

 

  
نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٤
تگ ها :