یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

سيم وصل و مجلس باحال

بسم الله الرحمن الرحيم

 

حکایت سیم وصل و مجلس باحال، حکایت عجیبی است. یکی از لطایف وادی بندگی خداست. شاید همه ما بر این باور باشیم که نخستین اصل در ارزشیابی هر عمل، بررسی عوامل برانگیزاننده ما در انجام آن عمل است. اما از عامل اولیه و انگیزه نخستین که بگذریم، مجلس باحال چیز دیگری است. به گفت و گوی زیر توجه کنید:

الف: شب شهادت حضرت صدیقه سلام الله علیها کجا بودی؟

ب: مجلس روضه منزل آقای ...

الف: چه خبر بود؟

ب: غوغا بود. آقای ... منبر بود. مطالب قشنگی گفت. بعدش آقای ... خواند. نمی دانی چه خبر شد. در و دیوار گریه می کردند. به نظرم ائمه علیهم السلام به حنجره ایشان نظر کرده اند. من مطمئنم مجلس مورد تایید امام زمان علیه السلام بود.

الف: یعنی حنجره ایشان را معاینه کرده اند؟

ب: شوخی نکن. جدی می گویم. وقتی می خواند، از خود بیخود شده بودم. سیمم وصل شده بود. دلم می خواست سرم را بکوبم به دیوار.

الف: چرا نکوبیدی؟

ب: گیر نده. اصلا تو به ... حسودی ات می شود.

الف: بابا بی خیال. ولی خدا وکیلی چرا اینطور با قاطعیت می گویی مجلس مورد تایید امام عصر علیه السلام بود؟

ب: اگر نبود، این شور و حال چه بود؟ مگر می شود کسی با باطل اینطور حال پیدا کند؟ مگر ذکر مصیبت ائمه علیهم السلام مصداق عبادت نیست؟ یعنی تمام اشک ها دروغی بود؟

الف: نه برادر محترم، ولی اینها که گفتی چه دلالتی بر تایید کامل ائمه علیهم السلام دارد؟

ب: پس نشانه تایید ایشان چیست؟ آقای ... می گفت تا حضرت زهرا سلام الله علیها به مجلس نظر نکنند، حال مجلس منقلب نمی شود.

الف: من نمی دانم آقای ... این مطلب را از کجا نقل کرده ولی بد نبود اگر سندش را می پرسیدی.

ب: ببین خدا وکیلی حسودی نمی کنی؟

الف: بابت حسودی نکردنم مطمئنم ولی نمی دانم چطور باید برایت توضیح دهم.

ب: چه چیز را توضیح بدهی؟ مگر از این روشن تر هم می شود؟

الف: راستش من تنها دلیل و حجتی که برای درست بودن و مورد رضایت شارع مقدس بودن یک عمل سراغ دارم، این است که آن عمل تمام و کمال و از همه ابعاد منطبق بر دستورات و موازین شرع باشد.

ب: خوب مگه نیست؟

الف: راستش لابد هست. من چه بگویم. فقط می دانم خیلی نباید قاطع نظر داد. یعنی از روی ظاهر و ویترین یک کار، نمی توان درمورد باطن آن اظهار نظر کرد. دلیلش هم این است که ابلیس، قسم جلاله خورده تا درست سر راه مستقیم بنشیند و بندگان خدا را گمراه کند.

ب: یعنی شیطان درست آمده دم در خانه آقای ... تا موقع خواندن آقای ... ما را گمراه کند؟

الف: نه بابا، چرا حرف توی دهان من می گذاری؟ منظورم این است که وصل شدن سیم، با حال شدن مجلس و این قبیل مسایل نمی تواند دلالت واضح و کاملی نسبت به صحت و درستی آن برنامه داشته باشد.

ب: گیجم کردی. یعنی ائمه علیهم السلام به مجالس ما نظر ندارند؟

الف: اجمالا تمام مجالس ذکر مصیبت امامان معصوم علیهم السلام، مورد تایید هستند اما در قبولی یا رد یک مجلس، عوامل دیگری نیز تاثیر گذار هستند. مانند نیت بانی مجلس، نوع مطالب طرح شده در مجلس، شکل و محتوای مجلس و غیره.

ب: من مطمئنم خود امام حسین علیه السلام همه را قبول می کنند. آقا بزرگوارتر از این حرف ها هستند.

الف: در بزرگواری آقا شک نکن. ایشان از آنچه من و تو هم می گوییم، بالاتر و والاتر است. اما...

ب: دیگر اما ندارد.

الف: چرا دارد. امایش این است که دین امام حسین علیه السلام، منضبط و دارای حساب و کتاب است. خدای ناکرده کتره ای نیست. اگر زبانم لال کتره ای بود، دلیلی برای این همه فرمایشات دقیق و موشکافانه ائمه علیهم السلام نبود. تمام این نظم و دقت، دلالت دارد بر اینکه سیستم خیلی حساس و دقیق است. دین خدا چارچوبی بسیار روشن و حدودی کاملا معین دارد. اگر اینقدر شل و ول بود، این همه خون پایش ریخته نمی شد.

ب: یعنی گریه کردن جمعیت هزارنفری می تواند از روی دین و عنایت ائمه علیهم السلام نباشد؟

الف: امام صادق علیه السلام می فرمایند: « آنگاه که شخصی عملی بدعت آمیز انجام می دهد، شیطان بر او حال خشوع و بکاء القا می کند ».

ب: جل الخالق. این را دیگر از کجا آوردی؟

الف: مشکل همین است که توجه به شکل اعمال، اکثر ما را از توجه به عمق آنها غافل کرده است. اگر مجلسی منطبق بر موازین دقیق شرع باشد، مورد قبول است حتی اگر یک نفر هم در آن گریه نکند.

ب: ولی خدا وکیلی من حاضر نیستم در چنین مجلس مقبولی شرکت کنم. آخه آدم باید حال کند.

الف: عیبی ندارد. ولی حال کردنت را پای خدا و امام حسین علیه السلام ننویس.

ب: اگر واقعا اینطوری که می گویی باشد، وضع خیط می شود که؟

الف: خیط نمی شود. باید حواس را ششدانگ جمع کرد. بعد هم شرط اول و وسط و آخر، استعاذه از محضر خود آن بزرگواران است که ما را به خودمان وانگذارند. اجازه ندهند، فریب مکر شیطان لعین را بخوریم. و از آن مهم تر نگذارند دچار مکر نفس خودمان شویم.

ب: بابا ما یک غلطی کردیم به تو گفتیم کجا رفتیم و چکار کردیم. از این به بعد، صم بکم.

الف: خدا عاقبت همه مان را به خیر کند.

      

 

 

  
نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳۸٤
تگ ها :