یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

خاکستری هم رنگ است

بسم الله الرحمن الرحيم

دنيايی که در آن زندگی می کنيم خواسته يا ناخواسته پر از رنگ است. يعنی بهتر بگويم اصلا رنگارنگ است. در اين دنيا برخی آدم ها عادت دارند اشيا را دو رنگ می بينند. يا سفيد و يا سياه. اينگونه انسان ها هر رنگی غير از سفيد را سياه می بينند. آنجا که دنبال پول می روند يا آن را عين دنيا می بينند و يا عين آخرت. جايی که دنبال دوست هستند يا عين لهو و لغو است و يا مصداق مجلس عبادت. روزی که سخن از کسب علم به ميان می آيد يا علم دين است و يا علم دنيا که دنيايی اش را فاسد می بينند.

 به راستی آيا همه چيز دو لبه است؟ يا بد است و يا خوب؟ يعنی ما شی متوسط نداريم؟ نمی شود کسی از بعضی جهات خوب باشد و از بعضی زوايا بد؟ يا بايد معصوم بود و يا شمر ذی الجوشن؟ نمی شود کسی سوادش خوب باشد ولی تقوا نداشته باشد و ما حاضر باشيم سوادش را به رسميت بشناسيم؟ رفقا خدا وکيلی خاکستری رنگ نيست؟

جوان تر که بودم من هم همه چيز را سياه و سفيد می ديدم. از همان بابت يک خط کش و يک شاقول دستم بود. به هرچيز می رسيدم آن را مقياس می کردم. يا قبول می شد و يا رد. هيچ چيز نبود که بلاتکليف باشد. محيط به من آموخته بود همه چيز بايد سريعا مورد قضاوت قرار گيرد و حکم نهايی که صادر شد ديگر نبايد هيچ کمالی را کمال ديد. اصولا صدای فلان خواننده چون حرام بود زشت هم شده بود.

امروز بابت همه گذشته ام متاسفم. خيلی از زيبايی ها را اصلا نخواستم ببينم. اگر کسی مثل من نمی انديشيد او را حتی به پشيزی هم نمی خريدم. اگر کسی در اعتقادی ( که اصلا معلوم نبود خودش می فهمد چه می گويد يا نه ) با من مختلف و مغاير بود سريعا او را به جهنم محکوم می کردم. امروز می بينم داشتم کار اميرالمومنين عليه السلام را به عنوان قسيم الجنه و النار انجام می دادم. خدا رحم کرد.

به همه مقدسات قسم خاکستری هم رنگ است. اصلا مگر خود من سفيدم؟ والله خيلی از ما قضات از همه متهمين بدکار تريم. نيستيم؟ خودمانيم نيستيم؟ بابا به جان عزيز همه ما خاکستری هم رنگ است.

 

  
نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٤
تگ ها :