یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

فهرست آدم های مهم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

استاد بزرگوار و مربی گرانقدر آقای دکتر علیرضا رحیمیان می گفت خوب است آدم در هر روز ساعتی را به نشستن و فکر کردن در مورد خودش و کارهایش اختصاص دهد حتی اگر این فکرها به نتیجه ای هم نرسد.

خوب است همین حالا یک برگ کاغذ سفید برداریم و فهرست آدم هایی را که از نظر ما مهم هستند، بنویسیم. البته خدا وکیلی به خودمان دروغ نگوییم و فقط واقعیت را بنویسیم. نگاهی به فهرست مورد اشاره، خیلی مسایل را در مورد ما به خودمان نشان می دهد. به عنوان مثال فهرست زیر را خوب ببینید:

1 – آقای الف: کسی که بعد از پدرم بیشتر از همه مردان عالم بر گردن من حق دارد.

2 – آقای ب: تاجر مهمی است که امید دارم از کنار او و در سایه همکاری با او به نان و نوایی برسم.

3 – آقای پ: یکی از استادان برجسته علوم دینی است که من به دلیل آنکه رابطه اش با من خوب است، او را خیلی دوست دارم.

4 – آقای ت: برادر و دوست من است که همینجوری و بدون دلیل موجه او را دوست دارم و برای من آدم مهمی است.

5 – آقای ث: موقعیت برجسته ای در حکومت جمهوری اسلامی ایران دارد و لازم است به خاطر روز مبادا ارتباطم را با او حفظ کنم.

6 – آقای ج: یکی از پولدارهای ایرانی است که اهل کمک به دیگران است و در خانه اش همیشه باز است. من را هم خوب تحویل می گیرد.

7 – آقای چ: از مربوطین بسیاری از لابی هایی است که من به هر حال مجبور به حفظ ارتباط قوی با ایشان هستم.

8 – آقای ح: پدرش از بزرگان یکی از جریانات حاکم در ایران است. خودش هم مرا دوست دارد و میانه مان خوب است. برای روز پیری و کوری مفید ارزیابی می شود.

9 – آقای خ: از دوستان قدیم است که هنوز مرا مسلمان می داند. نفوذ زیادی روی برخی از مجامع دینی ایران دارد. هرگاه به همراه او وارد مجلسی شویم، به احترام ما برمی خیزند.

10 – آقای د: بین ما فقط یک رابطه دوستانه برقرار است و البته هروقت دستم تنگ شود می توان از او قرض الحسنه بگیرم. آدم خوبی است.

          هرکس به فهرست خودش خوب نگاه کند. واقعا ما عجب تحفه هایی هستیم. امیرالمومنین علیه السلام در مناجاتی که در مسجد کوفه داشته اند، از زبان گناهکاران عرضه می دارند که ظالم در روز قیامت می گوید: ( یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا ). آیا وقت آن نرسیده که به جای اتخاذ سبیل با این همه آدم جور واجور که فردا همه شان پشت ما را خالی می کنند، تنها با یک نفر اتخاذ سبیل کنیم؟ البته خیلی سخت است ولی بعضی ها کرده اند و شده. من و امثال من تنها دردمان، بی دردی و بی غیرتی است. ببخشید به کسی برنخورد. همه مان سر و ته یک کرباسیم. آنچه را می بینیم، باور داریم و آنچه را هنوز ندیده ایم، در عمل انکار می کنیم. خدا وکیلی اینطور نیست؟

یک چیزی را یادم رفت: بعضی اسم ها در فهرست نوشته ایم اما خودمان می دانیم که چندان هم مهم نیستند. اما اگر ننویسیم، وجدانمان درد می گیرد و ممکن است خدای ناکرده از خودمان بدمان بیاید. آخر اینطوری که نمی شود ...

 

  
نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٤
تگ ها :