یادداشت هایی نه چندان متفاوت

دست نوشته های شخصی محسن فرهمند آزاد

در سال جدید لااقل به خودمان دروغ نگوییم

همه ما گاهی به یکدیگر دروغ می گوییم. تعدادی از ما به خدا هم دروغ می گوییم. من با این دروغ ها کاری ندارم. حرفم این است که « بیاییم در سال جدید لااقل به خودمان دروغ نگوییم ». مدتیست دستم به نوشتن متون مذهبی نمی رود. آنچه در این نوشته می بینید، نخست خطاب به خودم است و سپس خطاب به هرکدام از دوستانم که ممکن است دچار چنین مسأله ای باشند. دروغ هایی که ما به یکدیگر، خدا، امام زمان علیه السلام یا خودمان می گوییم، زمینه های گوناگونی دارند. نظر من در این متن، یک دروغِ خاص است. تصمیم بگیریم که این دروغ خاص را نگوییم. البته به خودمان. این دروغ این است که « من منتظر امام زمان علیه السلام هستم ». شاید گفتن این دروغ، برای روز سیزدهم نوروز بد نباشد چون به اندازه کافی بزرگ هست ولی در سایر ایام سال چطور؟ نکند شما دوست عزیز که در حال خواندن این متن هستی، فکر کنی که این حرف دروغ نیست؟ برای اثبات دروغ بودن این ادعا، چند جمله می نویسم و هرکس را با وجدانش تنها می گذارم تا قضاوت کند که آیا مانند من دروغگو هست یا خیر. آیا برای منتظر بودن کافیست که کسی در صدر تمامی دعاهایش، برای تعجیل در فرج دعا کند؟ آیا داشتن ریش و صورت آراسته و انگشتر عقیق و لباس ساده برای اثبات این ادعا کافیست؟ آیا رعایت حجاب اسلامی برای خانم ها کفایت می کند که بدانند منتظر حقیقی هستند؟ آیا ملاک منتظر بودن این است که کسی در ایام نیمه شعبان به برگزاری جشن و مجلس سرور و تبلیغ برای وجود مقدس امام عصر علیه السلام بپردازد؟ آیا صِرفِ مدرّس جلسه بودن یا دانش آموز یک جلسه اعتقادی بودن، نشان دهنده وجود روحیه انتظار در ماست؟ آیا گوش دادن به سی دی های نیایش و دعا و سرودهای مذهبی برای این ادعا کافیست؟ آیا آغاز کردن روز با نام امام زمان علیه السلام ثابت می کند که ما منتظر هستیم؟ آیا این مطلب که سایر دوستانمان ما را به عنوان یکی از « دوستان حضرت » بشناسند، کفایت می کند که ما از زمره منتظرین آن جناب باشیم؟ آیا انجام اعمال عبادی به نیابت از وجود اقدس مهدوی علامت منتظر بودن است؟ آیا حتی اشک ریختن گاه و بیگاه در فراق آن امام غایب از نظر، برای اثبات انتظار کافیست؟ دقت کنید که منظور من از طرح پرسش های فوق این نیست که خدای ناکرده بخواهم از ارزش این اعمال بکاهم یا زبانم لال، اصالت و اهمیت آنها را زیر سؤال ببرم. تمامی آنچه در پرسش های فوق طرح کردم، از ارزش های حقیقی و اصیل دینی هستند. غرض این است که بگویم آیا من واقعا منتظر هستم؟ یا دائماً به خودم و دیگران دروغ می گویم؟ اکنون به جملات زیر دقت کنید: آرشیو چت های شبانه و روزانه من یکی از نشانه های واقعیت وجودی من هستند. دعای سومم (بعد از دعا بر تعجیل فرج و عاقبت به خیری) نشان دهنده خواسته حقیقی من است. آن دسته از اس ام اس هایی که بعد از خواندن بلافاصله پاک می کنم، واقعیت مرا بهتر معرفی می کنند. پسوردهایی که روی گوشی موبایلم و پرونده های مخفی نوت بوکم گذاشته ام، بیانگر عمق ذات من هستند. حرف هایی که در خلوت، بین من و برخی اشخاص ردّ و بدل می شوند، معرّف درجه معنوی ام هستند. پیام های خصوصی صفحه فیس بوکم مرا بهتر معرّفی می کنند. آن پیام هایی که به فرستندگانشان تاکید کرده ام هرگز روی صفحه ام ننویسند. من آنها هستم. وقتی در یک سفر تفریحی هستم، آنچه فکر اصلی مرا تشکیل می دهد، منِ واقعیِ من است. آنچه موقع خواب به آن فکر می کنم و با آن فکر به خواب می روم. خواسته های قلبی پنهانی ام. منتهای آرزوهای دست نیافتنی ام. من اینها هستم. در یک کلام باید بگویم، من عبارتم از « دغدغه های حقیقی و نه نمایشی ام ». اگر کسی بعد از تمام این حرف ها، باز هم حس می کند منتظر امام زمان علیه السلام است، مخاطب نوشته من نیست و این روسیاه، از عمق جان از او بابت تصدیع وقت گران بهایش عذر می خواهم و التماس دعای فراوان از محضرش دارم. اما اگر کسی با خواندن این متن مختصر حس می کند تا امروز به خودش دروغ گفته، بیاید تصمیم بگیرد در سال جدید، لااقل به خودش دروغ نگوید. یا علی مدد

  
نویسنده : محسن فرهمند آزاد ; ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها :

← صفحه بعد